در جمع اولياء و معلمان و مربيان در روز معلم سخن مى گفت كه تصادفاً با ايام مبعث پيامبر،همزمان شده بود. پس از تبريك اين دو روز گفت:معلم در همه كشورها و فرهنگ ها، گرامى و محترم داشته مى شود زيرا تلاش او موجب رشد و ارتقاى فرد و جامعه است و كارش گرانسنگ و ارزشمند. اما معلمان نوعاً دانش ها و يافته هاى بشرى را مى گسترانند كه هم محدود است و هم در معرض تغيير يا تكميل.اما انسانها نياز به دانش ثابتِ لا يتغيرى دارند كه هم زندگى اين جهانى آنها را پوشش دهد و هم سعادت اخروى آنها را تأمين نمايد.اين دانش فقط دانش وهبى الاهى است كه توسط پيامبران آورده مى شود و چون از سوى خالق انسانهاست مفيد و نتيجه بخش است. انبياء در هيچ مدرسه بشرى تعليم نديده بلكه از طريق وحى ، دانش الاهى را دريافت نموده و آن را تعليم مى دهند و چون منبع دانش آنها، وحى است مى توان به آن اعتماد كرد و با اطمينان خاطر آن را به كار بست…
در بخش ديگرى اشاره كرد: بايد دانست كه خداوند خود را “معلم” انسانها ياد كرده و فرموده:”آنچه انسان نمى دانست را به او تعليم داده است(علّم إنسان ما لم يعلم).پس از او، پيامبران، معلم و مربّی واقعی بشر بودهاند و بزرگ ترین معلم جهان بشریت حضرت رسول خاتم صلی الله علیه و آله به این ویژگی يعنى معلمى خود افتخار می نمود. روزى آن بزرگوار در مسجد با دو گروه مواجه شد که گروه اول عبادت می کردند و گروه دوم به آموزش علم مشغول بودند و در محضر استادی علم می آموختند،آن حضرت گروه دوم را افضل دانست و فرمود: «اِنَّمَا بُعِثْتُ مَعَلِّماً» يعنى همانا كه من به عنوان معلم مبعوث شده ام. او به انسانها مى آموزد چيزهائى را كه نمى دانند.مثلاً انسانها از تأثيرات و پيامدهاى اعمالشان بى خبرند،پيامبر به آنها مى آموزد بخاطر پيامدهاى سوء يا نيكوى رفتارها،كدام كار را انجام دهند و كدام كار را انجام ندهند تا جامعه اى سالم و خوش فرجام داشته باشند…
ديگر كار انبياء كنار زدن حجاب هائى است كه انسانها بر فطرت الاهى خويش افكنده اند و نيز شكوفا كردن عقول آنهاست زيرا اگر فطرت محجوب شود و عقل ها شكوفا و بارور نشود ،رشد و تعالى نخواهند يافت چنانكه امیر مؤمنان، علی علیهالسلام فرمود: “انبياء آمدند كه فطرت انسانها را بيدار نمايند تا پيمان نهفته در نهادشان را ادا كنند و نعمت هاى فراموش شده را به يادشان آورده و گنج های نهفته خردها و عقل ها را شكوفا كنند” (ليستأدوهم ميثاق فطرته و يذكروهم منسىّ نعمته و يثيروا لهم دفائن العقول)…اين يك واقعيت است كه عقل بشر نيازمند شكوفائى ،به حركت درآورده شدن و آزاد گشتن است و اين ماموريت به عهده پيامبران و پيروان مكتب انبياء است…
پيامبر اكرم(ص) علومى را تعليم فرمود كه انسانها قادر نبودند و نيستند از هيچ منبع ديگرى آن را به دست آورند چون منبع آن علوم، وحى بوده است.همه ما وامدار پيامبران هستيم زيرا اگر آنها نبودند وجدان و فطرت ما بر اثر حجاب هاى خود ساخته،محجوب مانده و گمراه مى شديم.گنجينه معارف مبدأى و معادى را آنها براى ما گشودند.به جرأت ادعا مى كنيم،حتى غير مسلمانان مديون و وامدار پيامبران هستند زيرا بر اثر همجوارى با جامعه اسلامى بطور طبيعى از فرهنگ آنها تأثير پذيرفته و تعاليم انبياء با واسطه به آنها رسيده و در بعضى مواقع حتى قوى تر از خود مسلمين به آن تعاليم عمل كرده و مى كنند.هيچكس نمى تواند منكر تعاليم انبياء بر زندگى شخصى و اجتماعى خود شود و اين عظمت كار تعليم و تربيتى انبياء بويژه حضرت ختمى مرتبت را نشان مى دهد…
