مريم گفت: مى شود شفاعت را بيشتر توضيح بدهى.شيرين گفت: بله حتماً.معناى لغوى شفاعت ،ضمیمه کردن یا پیوند دادن چیزی به چیزی دیگر است و معناى اصطلاحى آن پیوند زدن شخص دیگری به خود، براى رفع کمبودها و نجات مى باشد كه طبيعتاً او كسي است كه همچون پيامبر(ص)نزد خدا مقرّب است.اعتقاد به شفاعت در دیگر ادیان آسمانی همچون یهودیت و مسیحیت نیز وجود داشته حتى كافران نيز بت ها را شفيع قرار مى دادند كه قرآن کریم با نفی شفاعت بتان،مى فرمايد چيزى را شفيع قرار دادند كه مالك نفع و ضرر خود نيست و در مقابل شفاعت اشخاص محترمى را پذيرفته است از جمله شفاعت پيامبر اكرم(ص)را كه همه مسلمين آن را باور دارند و منظور از “مقام محمود” در آيه تهجد را همان مقام “شفاعت” تفسير نموده اند كه خداوند آن را به پیامبرش وعده داده است(وَمِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَّكَ عَسَىٰ أَن يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقَامًا مَّحْمُوداً)…
مريم گفت:پس شفاعت باطل هم داريم؟ شيرين پاسخ داد: بله ، از بررسی مجموع آیات شفاعت در قرآن ، متوجه مى شويم شفاعت باطل ،شفاعت كسانى است كه از غير خدا بطور مستقل بخواهند اما شفاعت كسانى كه با اذن خدا داراى مقام شفاعت شده اند مجاز است( وَ لاتَنْفَعُ الشَّفاعَةُ عَنْدَهُ إِلاّ لِمَنْ أَذِنَ لَه) يعنى شفاعت کسی سودی نمی بخشد مگر شفاعت آن کس که خدا به او اذن دهد.پيامبر(ص)فرمود:”خداوند به من پنج امتیاز عطا فرموده است… که یکی از آنها شفاعت است و آن را برای امت خود نگاه داشتهام، شفاعت برای کسانی است که برای خدا شریکی قائل نشوند”.همچنین فرمود: «سه گروهند که نزد خدا برای گنهکاران شفاعت میکنند و شفاعت شان مورد قبول واقع میشود: پیامبران، علمای دين و شهيدان”…مريم گفت:چقدر خوب! پس مى توانيم از معلمان ربانى و شهيدان نيز علاوه بر پيامبر، انتظار و اميد شفاعت داشته باشيم …
شيرين ادامه داد:بنابر اين غير از پيامبر اكرم(ص)كه داراى مقام شفاعت كبرىٰ هستند و حتى گناهان كبيره را هم مى توانند شفاعت نمايند، حضرات اميرمومنان،صديقه طاهره و يازده امام عليهم السلام،پيامبران و اوصياى آنها، قرآن، فرشتگان، علما و شهدا و مومنان صالح داراى مقام شفاعت هستند.توبه نيز در روايت ،شفيع خوانده شده يعنى مى توان با توبه از خدا خواست گناهان انسان را پاك فرمايد.شفاعت يك مكتب تربيتى هم هست زيرا علاوه بر اينكه انسان تلاش مى كند خود را به شفيع نزديك نمايد و مورد قبول و رضايت او واقع شود و با آنان پيوند معنوى برقرار كند و نظر آنان را به خود جلب نمايد،روح اميد هم در او زنده مى ماند و خود را محروم هميشگى از درگاه حق،محسوب نمى دارد و تلاش مى كند با رهتوشه اى حتى اندك از ايمان و عمل صالح جائى در قلب اولياى خدا داشته باشد.اين نيز از الطاف الاهى است كه خداوند به وسيله و از طريق پيامبرش،باب اميد ديگرى را به سوى انسانها گشوده است…
