جستجوى خود را در موضوع ويژگى هاى امام و راهنماى امت ، دنبال و منابع را يكى پس از ديگرى نگاه مى كرد و پس از بررسى ها توانست اينگونه جمع بندى كند: امام مسلمين بايد داراى اين ويژگى ها باشد:عصمت، علم، شجاعت، زهد و تقوا، پیراستگی از عیوب جسمی و روحی، توانایی بر انجام معجزه و… وقتى دلائل اين ويژگى ها را براى امام جستجو كرد به نكات جالبى رسيد.مثلاً در مورد عصمت امام،دريافت كه راهنماى مردم نبايد در ماموريت هدايت خلق به سوى خدا، دچار خطا شود زيرا خود و مردم را به هلاكت مى افكند. دايره اين عصمت هم در اين سه زمينه است:عصمت در شناخت و تبیین معارف و احکام دين،عصمت در عمل به احكام و دستورات دینی، عصمت از خطا در تشخیص مصالح و مفاسد جامعه اسلامی. همينطور در ساير ويژگى ها بايد داراى برترى نسبت به ديگران باشد…
در مورد علم امام هم مطالب زيادى داشت: امام باید نسبت به آنچه لازمه امامت اوست آگاه باشد؛ یعنی معارف و احکام دین را کاملاً بداند تا بتواند مردم را نسبت به دین و وظایف دینی آنها آگاه نماید و در اختلافات و منازعات میان آنان به حق داوری کند؛ پرسشهای دینی را به طور صحیح پاسخ گوید؛ شبهات را به روشنی حل کند؛ همچنین باید در مورد آن چه مدیریت سیاسی و تدبیر امور اجتماعی بدان نیاز دارد، از علم و بصیرت کافی برخوردار باشد. سومین ویژگی امام، شجاعت است که در رفع فتنه ها و سرکوب کردن اهل باطل به آن نیاز دارد، زیرا بدون داشتن صفت شجاعت از عهده انجام وظایف امامت برنمیآید.زهد و تقوىٰ نيز از ويژگى هاى امام است :امام، امین مردم در بيت المال و سرمایههای عمومی است، اگر زاهد و قانع نباشد،از عدالت كه از آرمانهای بزرگ امامت است باز می ماند، گذشته از آنكه امام در حقیقت اسوه و الگوی اخلاقی برای افراد جامعه است. توانائى برآوردن معجزه نیز از صفات امام است زيرا گاهى برای اثبات امامت خویش که مقام و منصبی الهی است نیازمند آوردن معجزه است كه كتاب هائى نيز (مانند اثبات الهداة بالنصوص و المعجزات)در بيان معجزات آنها ،نگاشته شده است…
در همين موضوع نتوانست از همان فرموده امام علي بن مرسى الرضا عليه السلام بگذرد و تعابير زيباى ايشان را در تبيين مقام امامت و معرفى ويژگى ها و صفات امام ناديده بگيرد،لذا بيان را به آن امام همام سپرد: “امامت، زمام دین و نظام مسلمین و عزت مؤمنین است؛ امامت بنیاد پاک اسلام و شاخه با برکت آن است؛ بوسیله امامت نماز و روزه و زکاة و حج و جهاد درست مىشوند؛ غنیمت و صدقات بسیار مىگردند؛ حدود و احکام اجرا مىشوند؛ مرزها و نواحى کشور مصون مىشوند؛ امام است كه حلال و حرام خدا را بیان مىکند و حدود خدا را بر پا مىدارد و از دین خدا دفاع مىکند و با حکمت و پند نیک و دلیل رسا به راه خدا دعوت مىنماید؛ امام مانند آفتاب در عالم طلوع کند و بر افق قرار گیرد که دست و دیده مردم بدان نرسد، امام ماه تابنده، چراغ فروزنده، نور بر افروخته و ستاره رهنما در تاریکى شبها و بیابانهاى تنها و گرداب دریاها است…”
“امام آب گوارا براى تشنگى ها و رهبر بحق و نجات بخش از نابودى است، امام رهبر بحق و نجات بخش از نابودى است؛ امام چون آتشى است در بلندى ها براى سرمازدگان و راهنماست در تاریکىها که هر که از آن جدا شود هلاک شود؛ امام ابرى است بارنده، بارانى است سیل آسا، آفتابى است فروزان و آسمانى است سایه بخش و زمینى است گسترده و چشمهاى است جوشنده و بركه آب و باغستان است؛ امام امینى است یار و پدرى است مهربان و برادرى است دلسوز و پناه بندگان خدا است در موقع ترس و پیشآمدهاى بد؛ امام امین خداست در میان خلقش و حجت اوست بر بندگانش و خلیفه اوست در بلادش و دعوتکننده به سوى خداست و دفاع کننده از حقوق او؛ امام کسى است که از گناهان پاک است و از عیوب بر کنار؛به دانش مخصوص است و به حلم و بردبارى موسوم؛ نظام دین است و عزت مسلمین و خشم منافقین و هلاک کفار، امام یگانه روزگار خود است، کسى با او برابر نیست و دانشمندى همتاى او نیست؛ جایگزین ندارد؛ مانند و نظیر ندارد؛ بدون تحصیل مخصوص به فضل و دانش است از طرف خدا؛بدان کیست که بتواند بطور كامل به شناسائى امام برسد یا تواند او را انتخاب کند؟”…
