هديه آسمانى

 
 
 
 
 
از زيباترين احاديث قدسى حديث شريف لوح فاطمه(س) است كه هديه اى آسمانى براى مادر به مناسبت تولد فرزندش حسين (ع) است كه توسط جبريل بر پيامبر فرستاده شده و آن حضرت به دختر گرانقدرش هديه نموده است:هديه اى آسمانى! اين رويداد را كه در معتبرترين كتاب هاى شيعى آمده است با هم دنبال مى كنيم:جابربن عبدالله انصارى صحابى مشهور پيامبر براي تبريك ميلاد حسين (ع)به منزل على (ع) مى رود… بقيه ماجرا را از زبان امام صادق (ع)مى خوانيم: پدرم به جابربن‌عبدالله انصارى فرمود: من با تو کارى دارم، چه وقت برای تو آسان‌‌ تر است که تو را تنها ببینم و از تو سؤال کنم؟ جابر گفت: هر وقت شما بخواهید. سپس روزى را معين فرمودند و در آن روز با او در خلوت نشستند و به او فرمودند: درباره لوحى که آن را در دست مادرم فاطمه (س) دختر رسول خدا (ص) دیده‌‌اى و آن‌چه مادرم به تو فرمود و آنچه را که در آن لوح نوشته بود، براى من گزارش كن…
 
 جابر گفت: خدا را گواه می‌ گیرم که من در زمان حیات رسول خدا (ص) خدمت مادرت فاطمه (ع) رفتم و او را به ولادت حسین (ع) تبریک گفتم، در دستش لوح سبزى دیدم که گمان کردم از زمرد است و مکتوبى سفید در آن دیدم که چون رنگ خورشید (درخشان) بود.به ایشان عرض کردم: دختر پیغمبر! پدر و مادرم به فدايت، این لوح چیست؟ فرمودند: لوحى است که خدا آن را به رسولش (ص) اهدا فرموده، اسم پدرم و اسم شوهرم و اسم دو پسرم و اسم اوصیاء از فرزندانم در آن نوشته است و پدرم آن را به‌ عنوان مژدگانى به من عطا فرموده؛ سپس مادرت فاطمه (س) آن را به من داد. من آن را خواندم و رونویسى کردم.پدرم به او گفتند: اى جابر! آن را بر من عرضه می‌داری؟ عرض کرد: آرى. آن‌گاه پدرم همراه جابر به منزل او رفت، جابر ورق صحیفه‌‌اى بیرون آورد. پدرم فرمودند: اى جابر، تو در نوشته‌‌ ات نگاه کن تا من برای تو بخوانم. جابر در نسخه خود نگریست و پدرم قرائت کردند، حتى حرفى با حرفى اختلاف نداشت…
 
در آن هديه آسمانى كه نامه اى خطاب به پيامبر بود، پس از مقدمه اى در نعت الاهى،موضوع جانشينى او چنين مطرح گرديده:”…من هیچ پیغمبرى را مبعوث نساختم که دورانش کامل شود و مدتش تمام گردد، جز این‌که براى او وصى و جانشینى مقرر کردم؛ و من تو را بر پیغمبران برترى دادم و وصى تو را بر اوصیاء دیگر و تو را به دو شیر‌زاده و دو نواده ات حسن و حسین، گرامى داشتم و حسن را بعد از سپرى شدن روزگار پدرش کانون علم خود قرار دادم و حسین را خزانه‌دار وحى خود ساختم و او را به شهادت گرامى داشتم و پایان کارش را به سعادت رسانیدم، او برترین شهداست و مقامش از همه آنها عالی‌تر است. کلمه تامه (معارف و حجج) خود را همراه او و حجت رساى خود را نزد او قرار دادم، به سبب عترت او پاداش و کیفر دهم. نخستین آن‌ها علی، سرور عابدان و زینت اولیاء گذشته من است؛ و پسر او که مانند جد پسندیده خود محمد است، او شکافنده علم من و کانون حکمت من است”…
 
و در ادامه نام و ويژگى هاى بقيه امامان را اينگونه بيان مى دارد:”و جعفر است که شک ‌کنندگان درباره او هلاک می‌شوند، هرکه او را نپذیرد مرا نپذیرفته، سخن و وعده پابرجاى من است که: مقام جعفر را گرامى‌ دارم و او را نسبت به پیروان و یاران و دوستانش مسرور سازم. پس از او موسى است که (در زمان او) آشوبى سخت و گیج‌‌کننده فرا گیرد، زیرا رشته وجوب اطاعت من منقطع نگردد و حجت من پنهان نشود و همانا اولیاء من با جامى سرشار سیراب شوند. هر کس یکى از آن‌ها را انکار کند، نعمت مرا انکار کرده و آنکه یک آیه از کتاب مرا تغییر دهد، بر من دروغ بسته است.پس از گذشتن دوران بنده و دوست و برگزیده‌‌ام موسى، واى بر دروغ‌ بندان و منکرین على و دوست و یاور من و کسى که بارهاى سنگین نبوت را به دوش او گذارم و به وسیله انجام دادن آن‌ها امتحانش کنم او را مردى پلید و گردنکش می‌کشد و در شهرى که (طوس) بنده صالح (ذوالقرنین) آن را ساخته است، نزدیک بدترین مخلوقم به خاک سپرده مى‌‌شود، فرمان و وعده من ثابت شده که او را به وجود پسرش و جانشین و وارث علمش محمد مسرور سازم، او کانون علم من و محل راز من و حجت من بر خلقم است، هر بنده‌‌اى به او ایمان آورد، بهشت را جایگاهش سازم و شفاعت او را نسبت به هفتاد تن از خاندانش که همگى سزاوار دوزخ باشند بپذیرم و عاقبت کار، پسرش على را که دوست و یاور من و گواه در میان مخلوق من و امین وحى من است به سعادت رسانم. از او به وجود آورم دعوت‌‌ کننده به‌ سوی راهم و خزانه‌‌دار علمم حسن را و این رشته را به وجود پسر او «م ح م د» که رحمت براى جهانیان است کامل کنم، او کمال موسى و رونق عیسى و صبر ایوب دارد…
 
 
 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *