امام صبر و صلح

 
 
 
 
 
دومين امام بعد از على(ع)،فرزندش حسن ملقب به مجتبى،نواده بزرگ پيامبر از دخترش سيده بانوان جهان حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها بود.امامت او و برادرش حسين را پيامبر از قبل با اين عبارت تثبيت فرموده بود:حسن و حسين دو امام هستند چه قيام كنند و چه بنشينند و آنها سرور جوانان بهشتند(الحسن و الحسين امامان،قاما او قعدا و سيدا شباب اهل الجنة).او بسيار مورد علاقه پيامبر بود و هفت سال از عمر خود را با ايشان همراه بود و در بيعت رضوان و ماجرای مباهله با مسیحیان نجران حضور داشت.او در شورش‌های اواخر خلافت عثمان، به دستور امام علی(ع) به محافظت از خانه خلیفه پرداخت و بنابر نقلی،در آن ماجرا زخمی شد.در دوره خلافت پدرهمراه او به كوفه رفت و در جنگ‌ های جمل و صفين از فرماندهان سپاه بود.آن حضرت در ٢١ رمضان سال ٤٠ هجرى،پس از شهادت امام على عليه السلام به امامت رسيد و در همان روز بيش از چهل هزار نفر با او براى خلافت بيعت كردند…
 
گفت:صلح امام با معاويه، براي بسيارى سوال برانگيز شده؛تحليل شما چيست؟گفتم :بايد تحليل درستى از وقايع آن روز داشته باشيم: معاويه پس از بيعت مسلمين با امام؛ از پذيرش خلافت امام سرپيچى نمود و با لشکری از شام به سوی عراق حرکت کرد. امام مجتبی(ع) سپاهی به فرماندهی عبيدالله بن عباس به سمت معاویه فرستاد و خود به همراه یک گروه دیگر به ساباط رفت. معاویه تلاش کرد با طرح شایعاتی میان سپاهیان امام حسن(ع)، زمینه را برای برقراری صلح فراهم کند. در این شرایط، امام حسن مورد سوءقصد یکی از خوارج قرار گرفت و زخمی شد و برای مداوا به مدائن انتقال یافت. همزمان، گروهی از سران كوفه به معاویه نامه نوشتند و قول دادند حسن بن علی را به وی تسلیم کنند یا به قتل برسانند.معاویه نیز نامه‌ های کوفیان را برای امام فرستاد و پیشنهاد صلح داد.امام مجتبی (ع) بخاطر خيانت كارگزاران و نبود ياور، صلح  را پذیرفت به این شرط که معاویه بر اساس كتاب خدا و سنت پیامبر (ص) عمل نماید و برای خود جانشین تعیین نکند و همه مردم از جمله شیعیان علی(ع) در امنیت باشند…
 
امام پس از ماجراى صلح در سال ٤١ به مدينه بازگشت و چون پدر صبر را برگزيد. بعدها معاویه به هیچ‌ یک از این شرط‌ ها در پيمان صلح عمل نکرد و خلافت را به سلطنت تبديل نمود و از عمل به سنت پيامبر سر پيچى كرد و بر محبان امام على (ع) سخت گرفت و فرزند فاسدش يزيد را براى جانشينى خود معرفى نمود.بعضى ياران،بخاطر صلح و صبر امام، همچون خوارج در زمان پدرش لغزيدند اما بعضى نيز ثابت قدم ماندند چون شرايط را درك مى كردند.روایات مربوط به فضایل امام حسن(ع) در منابع شيعه و سنى آمده است:او یکی از اصحاب كساء است که آيه تطهير و نيز آيات اطعام و مودت و مباهله درباره آنان نازل شده و مقام عصمت دارند.امام علی(ع) پیش از شهادت و در حضور فرزندان خود و بزرگان شیعه، کتاب و سلاح (از ودايع امامت) را به فرزندش حسن داد و اعلام کرد که پیامبر به او فرمان داده که حسن را وصیّ خود قرار دهد. آن حضرت دو بار کل دارایی‌اش را در راه خدا بخشید و سه بار نیمی از اموالش را به نیازمندان داد. گفته‌اند به سبب همین بخشندگی‌ها، او را «کریم اهل بیت» خوانده‌اند. او ۲۰ یا ۲۵ بار پیاده به حج رفت…
 
مورخين گزارش‌هایی از جلسات مستمر امام در مدینه برای آموزش و هدایت مردم نقل کرده‌اند که حسن بن علی آن حضرت نماز صبح را در مسجد النبى،می‌خواند و تا طلوع آفتاب به عبادت می‌پرداخت و سپس بزرگان و حاضران در مسجد نزد او می‌نشستند و به بحث و گفتگو می‌پرداختند. او بعد از ظهر نیز همین برنامه را داشته است.ابن شهر آشوب در مناقب ج٤مى نويسد كه امام مى فرمود:”ای مردم! اگر از مشرق تا مغرب را بگردید، جز من و برادرم کسی را نخواهید یافت که جدش رسول خدا باشد. همانا معاویه در چیزی (خلافت) که حق من است، با من به نزاع برخاست و من برای مصلحت امت و حفظ خون مردم، از آن چشم پوشیدم”…سرانجام معاويه آن حضرت را توسط زهرى كه براى همسرش جعده (دختر اشعث بن قيس) با وعده ازدواج او با يزيد،مسموم نمود كه به شهادت امام انجاميد.امام وصيت كرده بود كنار قبر جدش او را دفن نمايند اما به تحريك معاويه و عايشه ، مزدورانى جنازه شريف امام را به تير بستند؛و چون در وصيت ،امام اجازه مقابله نداده بود لذا اجباراً او را در بقيع دفن نمودند كه طبق این نقل، هنگام دفن ۷۰ تیر از جنازه امام و نواده پيامبر و سالار جوانان بهشت ،بیرون کشیدند…
 
 
 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *