سالار شهيدان جهان

 
 
 
 
 
بخوان! اين اما داستانى ديگر است! سومين پيشواى هدايت پس از پيامبر،حسين بن على(ع)است كه سالار جوانان بهشت و سرور شهيدان جهان و چراغ هدايت و كشتى نجات امت، نام گرفته است.شبيه ترين به پيامبر و محبوب ترين نزد او بود چنانكه فرمود: “حسبن،از من است و من از حسينم”؛و اين اشاره اى زيباست به اينكه ماندگارى دين پيامبر، با فداكارى و شهادت حسين (ع) تحقق يافته و بيمه شده است.و نيز فرمود:”هر کس این دو (حسن و حسین) را دوست بدارد مرا دوست داشته و هر که با آنان دشمنی ورزد با من دشمنی نموده است”. پیشگویی شهادت او در حديث لوح كه هديه آسمانى تولد او بود آمد: خداوند حسین را به شهادت گرامی داشته و او را برترین شهیدان قرار داده است…او یکی از اصحاب كساء بود و در ماجرای مباهله نیز به همراه برادرش حضور داشت و مصداق کلمه «ابناءَنا» در آيه مباهله بود و همچنین یکی از اهل بيت که آيه تطهيردرباره آنان فرود آمد و نيز از كسانيكه آيات سوره دهر در شأن و مقام والاي آنان نازل گشت…ويژگى هاى خاص آن حضرت(خصائص الحسينيه) را برون از شمارش گفته اند،همين بس كه در تربتش شفاست و دعا در زير قبه شريفش قرين اجابت است…
 
امام در سوم شعبان سال سوم هجرى به دنيا آمد،هنگام رحلت پيامبر ٧ سال و در آغاز خلافت پدرش ٣٢سال داشت.از جزئیات زندگی امام در دوران سكوت و صبر ٢٥ ساله پدر گزارش چندانى در دست نيست بجز آنكه در ابتداى دوره همراه پدر و مادر و برادرش به خانه مهاجر و انصار رفته و با يادآورى ماجراى غدير موضوع  جانشينى منصوص على (ع) را يادآورى مى نمودند.در دوران خلافت پدر هماره در كنار او بود و در جنگ هاى آن دوره شركت داشت چنانكه در زمان امامت برادرش امام حسن مجتبىٰ(ع) نيز پيرو و پشيبان و تاييدكننده ايشان بود.گزارش‌های تاریخی از ادب و احترام فوق العاده امام ،به برادرش امام حسن(ع) حکایت دارد.در جائى كه برادرش حضور داشت سخن نمى گفت و در ماجرای صلح با معاويه او در برابر شیعیان معترض، حامی برادر بود و اقدام او را تایید کرد و فرمود:” او ، امام من است.پس از برقراری صلح هم چون برادرش (بر خلاف معاويه)به مفاد صلحنامه عمل نمود و بر عهد خود باقی ماند و در پاسخ بعضى معترضان به صلح، که او را به گردآوری شیعیانش برای حمله به معاویه فراخواندند ،فرمود: ما پیمان بسته‌ایم و هرگز پیمان خود را نمی‌شکنیم. تا زمانی که معاویه زنده است منتظر بمانید؛ هرگاه او مُرد، تصمیم می‌گیریم …آن حضرت  بسیار بخشنده و مظهر رحمت واسعه الاهى بود و همه ملكات اخلاقى را در خود داشت بويژه در عبادت و دعا نمونه بود.نوشته اند كه ٢٥ بار پياده به حج رفت،دعاى عرفه او در حج،ميراثى گرانبهاست…
 

دوران ده ساله امامت حسین بن علی(ع) با حکومت معاویه همزمان بود. امام در مواردی همچون كشتن حجربن عدى و تعيين ولايتعهدى يزيد به عملکرد معاویه سخت اعتراض کرد همچنين از پذیرش بیعت خودداری نمود و در سخنانی در حضور معاویه و دیگران، این اقدام معاویه را نکوهش كرد و یزید را فردی نالایق خواند و خود را سزاوار خلافت دانست. پس از مرگ معاویه، امام با توجه به فرمان یزید برای کشتن او در صورت خودداری از بیعت،با خاندان خويش از مدينه به سوى مكه حركت نمود .در طول چهار ماه حضور در مكه  نامه هاى فراوانى از سوی مردم کوفه برای پذیرش حكومت دریافت کرد و پس از آنکه فرستاده‌اش مسلم بن عقيل، همدلی کوفیان را تأیید کرد، و دريافت كه ماموران يزيد قصد ترور او را در حج دارند، حج تمتع را به عمره تبديل و پیش از آنکه از پیمان‌شکنی بعدی کوفیان و کشته شدن مسلم باخبر شود، به سمت کوفه حرکت کرد. وقتی ابن زياد والی کوفه از حرکت امام به سمت کوفه باخبر شد، لشکری به سوی او فرستاد و پس از آنکه سپاهیان حرّبن زياد راه را بر امام بستند، او مجبور شد مسیر خود را به سمت كربلا تغییر دهد. سرانجام در روز عاشورا (دهم محرم سال ٦١) آن واقعه تاريخى به وقوع پيوست و يزيديان در نبردى نابرابر و ناجوانمردانه و شقاوتمندانه دست خود را به خون آل الله دراز نمودند و دشت نينوا را با خون سرور شهيدان و هفتاد و دو تن از فرزندان و برادران و خويشان و ياران فداكارش گلگون ساختند و به اين هم اكتفا نكردند و  پس از آن، زنان و کودکان و امام سجاد(ع) را که آن زمان بیمار بود، به رسم اسارت به کوفه و سپس شام بردند…جنايتى كه تاريخ چون آن نديده و نخواهد ديد…

انحرافى كه بعد از پيامبر ايجاد گرديد (كه خليفه منصوص علي بن ابى طالب(ع)كنار زده شد) كم كم به جائى رسيد كه فردى فاسد چون يزيد جاى پيامبر قرار گرفت و سمبل اسلام شد،نياز بود با يك شوك و قيام الاهى اين انحراف تبيين و رسوا شود و راه اسلام حقيقى از اسلام يزيدى جدا شود.سيدالشهدا(ع) بهترين انتخاب براى اين تبيين و جداسازى خط بود.او فرمود:و على الاسلام السلام اذا بُلیت الاُمّة براعٍ مثل یزید(اگر امت به حاکمی چون یزید گرفتار آید، فاتحهٔ اسلام خوانده است!).وقتى اخبار و ابعاد واقعه عاشورا در همه جا پخش شد،پرده از روى ظاهر فريلكارانه خلافت كنار رفت و اسلام محمدى از اين انحراف نجات يافت و اين به بركت خون سالار شهيدان بود كه ثارالله ناميده شد و اين بود كه بر زنده كردن ياد اين قيام از طريق سوگواری بر شهيدان كربلا كه سيره خود معصومين بوده تاكيد فراوان شد بويژه بر خونخواه اين قيام كه خواهد آمد و اين مظلوميت را به پايان خواهد برد:اين الطالب بدم المقتول بكربلا…از اينجاست كه قطره اى اشك بر حسين و مظلوميت او  چنان ارزشي مى يابد كه صدها حج و عمره با آن برابرى نتواند كرد…
 
 
 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *