علائم ظهور

 
 
 
 
 
در يك جمع دوستانه ،پرسيد:نظرتان در مورد علائم ظهور چيست؟مسعود گفت:يكى از بحث هائى كه متاسفانه ذهن افرادى را از اصل بحث مهدويت، دور كرده،بحث علائم ظهور است. به جاى پرداختن به شناخت امام و وظائف خود در عصر غيبت، به تبيين و تفسير روايات علائم ظهور مى پردازند وسعى مى كنند  وقايع زمان خود را با آن علائم تطبيق دهند و دورى يا نزديكى ظهور را بر اساس آنها پيش بينى كنند و نتايجى بگيرند.بعد هم كه پيش بينى آنها واقع نشد به اصل روايات بدبين شوند! يكى از اساتيد من كه از متخصصان بحث مهدويت بود مى فرمود: به روايات علائم ظهور نپردازيد زيرا همه آنها بدائى و قابل تغيير است و خداوند دستش باز است كه بدون واقع شدن آنها، ظهور حضرت را فوراً رقم بزند چنانكه در روايت داريم خداوند امر ظهور او را يك شبه اصلاح مى فرمايد(يصلح الله امره فى ليلة).بر اساس اين باور،منتظران،انتظار هرلحظه اى براى ظهور مولا دارند و چشم به راه تحقق علائم نمى مانند چنانكه در روايت هم آمده:هر صبح و شام منتظر ظهور صاحب خود باش(توقع امر صاحبك ليلك و نهارك)…
 
اين ديدگاه او براى دوستان جالب و نو بود لذا محسن پرسيد:عدم توجه به اين روايات مشكلى ايجاد نمى كند؟مسعود گفت:هرگز! اسناد بعضى از اين روايات ضعیف و غیرقابل اعتماد است؛بعضى مطالب آنها هم كلى و عمومى است و به هر زمانى قابل تعميم است؛ از نظر دلالت نیز، هماهنگی و انسجام لازم بین آنها نیست ؛بعضى بدخواهان هم در جهت منافع سياسى و اجتماعى خود تغييراتى در آنها پديد آورده يا تفسيرهائى نموده اند تا قابل تطبيق بر منافع آنها باشد؛همه اين عوامل باضافه اعتقاد به بدائى بودن علائم ،ايجاب مى كند خود را درگير بحث علائم نكنيم و به جاى آن ببينيم وظيفه فردى و اجتماعى امروز ما نسبت به حضرت،چه مى باشد و چگونه آن را انجام دهيم. چقدر زيباست اين روايت شريف كه امام صادق عليه السلام در پاسخ سوال ابى بصير كه پرسيد فرج و گشايش چه زمانى خواهد بود؟فرمودند:آيا تو از كسانى هستى كه به دنيا توجه دارى؟ كسى كه اين امر را بشناسد با منتظر بودنش به فرج و گشايش رسيده است(من عرف هذا الامر فقد فرّج عنه بانتظاره)!
 
ميلاد گفت:چقدر جالب! مى شود اين موضوع را بيشتر توضيح دهى؟مسعود گفت: روايت ديگرى اين مطلب را بيشتر تبيين مى كند.فضيل بن يسار مى گويد از امام باقر عليه السلام شنيدم كه مى فرمود: كسي كه بميرد در حاليكه امامش را نشناسد به مرگ جاهليت مرده و كسى كه بميرد در حاليكه امامش را شناخته باشد تقدّم و تأخّر امر ظهور به او آسيبى نمى زند؛او عارف به امام خويش است و همچون كسى است كه در خيمه گاه قائم(ع) و همراه اوست(من مات وليس له إمام مات ميتة جاهلية ومن مات وهو عارف لامامه لم يضره تقدم هذا الامر أو تأخر ومن مات وهو عارف لامامه كان كمن هو مع القائم في فسطاطه).يعنى بايد ناظر به وظيفه باشيم چه ظهور نزديك باشد يا دور؛امام را بشناسيم و وظيفه خود را نسبت به او انجام دهيم مثل كسي كه در كنار مولاست و ماموريت خدمتگزارى دارد و نپرسيم كه آقا كى ظهور مى كند؟ تو با اعمالت همراه آقا هستى چه ظهور نزديك باشد يا نباشد!
 
سامان گفت:هيچكس تا به حال اينگونه موضوع علائم را براى ما تبيين نكرده بود.ساعت ها در حتمى بودن و نبودن علائم، داد سخن مى دادند و آنها را طبقه بندى نموده و در مورد سفيانى و يمانى و دجال و خسف بيداء و صيحه آسمانى و… سخن مى گفتند و بر شرايط زمانه تطبيق مى دادند كه در بعضى از آنها هم كه واقع نشده بايد مدتها صبر مى كرديم تا واقع شود!در حاليكه اين ديدگاه مى گويد به علائم نپرداز كه همه آنها حتى حتمى هايش ،بداء پذير است و خداوند يك شبه امر ظهور را اصلاح مى فرمايد.اين ديدگاه كه كاملاً بر روايت هم متكى است وظيفه ما را شناخت امام و شناخت وظيفه مى داند كه اگر واقع شود، به معناى همراهى با امام و حضور در خيمه گاه اوست.طبيعتاً چنين كسي نمى پرسد ظهور چه زمانى است زيرا او خدمتگزار است هرماموريتى امامش به او بدهد بايد انجام دهد چه در زمان ظهور و چه پيش از ظهور.مسعود گفت:البته علاوه بر وظايف محوله در روايات،از جمله وظايف ما نسبت به امام دعا براى تعجيل در ظهور هم هست زيرا خود مولا فرموده:براى آن بسيار دعا كنيد…
 
 
 
 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *