-: گمشده انسان،خوشبختى است؛اين گمشده چگونه پيدا مى شود؟! وقتى خداوند انسان را آفريد ضمن اعطاي موهبت عقل،راهنمايان را هم فرستاد و به او گوهر اختيار هم داد كه راه نيك و بد را انتخاب كند؛قابيل اما با سوء استفاده از اختيار خود به ظلم و قتل دست زد و جان برادر نيك خود را گرفت.خدا براى تضمين و تامين خوشبختى انسان، پيامبران را با علم و كتاب و قانون و ميزان،فرستاد تا مردم به عدالت قيام كنند(لقد ارسلنا رسلنا بالبينات و انزلنا معهم الكتاب و الميزان ليقوم الناس بالقسط) زيرا تنها عدالت مى توانست حيات فردى و زندگى جمعى انسانها را به سوى سعادت برد، ليكن ظالمان نگذاشتند برنامه انبياء در تحقق عدالت،پياده شود و به قتل راهنمايان پرداختند؛اما بالاخره مى بايست يك روز آن جامعه عدالت محور تحقق پيدا مى كرد و دست ظالمان قطع مى شد؛اين شد كه خدا اراده فرمود آن جامعه به دست يكى از اين راهنمايان با نام مهدى موعود در آخرالزمان تحقق يابد و او با قدرت الاهى،زمين را مالامال عدل كند تا جامعه اى برين تحقق يابد …و اين را به همه انسانها وعده داد…
-:چيست ويژگى هاى انسان در آن دولت كريمه؟ -: در آن دولت،نخست عقول انسانها در سايه موهبت ولىّ خدا،رشد فوق العاده مى يابد و نيروى انديشه آنها كانون يافته و مجتمع مى شود؛پس از آن قلب ها بر اثر ايمان، از تزلزل و شك نجات يافته ،محكم تر از پاره هاى پولاد مى گردد و قدت هريك ،قدرت چهل مرد شود.آنگاه علم و دانش چنان رشد يابد كه گويند همه بيست و هفت شاخه علم آشكار شود در حاليكه پيش از آن فقط دو شاخه،شناخته شده بود؛ در آن هنگام آن چنان گوش ها و چشم هاى مردم تقویت شود که میان آنها و امام واسطهاى نخواهد بود.او با آنها سخن مىگوید و آنان سخن او را مى شنوند و او را مى بینند، در حالى که او در مکان خويش است.انسانى در مشرق است اما برادر خويش را در مغرب زمين مى بيند؛صفا و صميميت حاكم مى شود؛خونى به ناحق ريخته نمى شود؛ خفته اى را بيهوده بيدار نمى كنند؛ براى دادن زكات خويش فقيرى نمى يابى؛
-:جامعه و جهان چگونه خواهد شد؟-:زمين از عدل پر و از ظالمان پاك خواهد شد؛كتاب و قانون خدا حاكم و از فساد،جلوگيرى مى شود؛ثروت به تساوى تقسيم خواهد شد در عين حال اگر نيازمندى باقى باشد،هرچقدر بخواهد، ثروت در اختيارش خواهد بود؛زمين،گنج هاى خود را آشكار مى كند؛باران و بركات آسمانى زمين را سيراب و روئيدنى ها و نعمات فراوان شود؛آبادانى و امنيت چنان شود كه زنى از عراق به شام رود هر كجا پا گزارد سرسبز است در حالى که زینت او برسرش مى باشدو هیچ درندهاى مزاحم او نشود؛ ساکنان آسمان، مردم روى زمین، پرندگان هوا، درندگان صحرا، و ماهیان دریا همه و همه از امام و اقدامات او خشنود شوند.حتى مردگان و رفتگان از دنیا در عالم برزخ از برکت وجود امام خوشحال شوند؛راه ها توسعه يابد و امن شود؛ناودان هایى را که به کوچه مى ریزد برمى دارد، هیچ بدعتى باقى نمی ماند؛هيچ سنت نيكى فروگذاشته نمى شود؛قضاوت ها عادلانه و بر مبناى حق شود؛بانوان چنان فاضل و عالم شوند كه بر اساس قرآن و سنت پيامبر در خانه خود داورى كنند؛ پرندگان و چهارپایان در آشتى به سر برند ؛ گرگ و ميش از يك آبشخور،آب نوشند؛و جامعه اى زيبا و برين بر اساس آئين، نمايان شود…
-: از جهات معنوى چه تحولى رخ خواهد داد؟-:همه اين بركات و تحولات،مقدمه آن تحول معنوى است و آن گسترش عبوديت است.انواع شرك كه ناشى از جهل بوده برطرف مى شود و جز خدا عبوديت نشود(يعبدوننى لايشركون بى شيئا)؛ربا و ريا و زنا و فساد و خمر و تظاهر و خودنمائى برداشته شود، مردم به اطاعت و عبادت رو آورند؛ دین و آیین رونق یابد. نمازها با جماعت خوانده شود، عمرها طولانى گردد، امانت ها رعایت شود، درختان پرثمر شود، برکتها بسیار زیاد گردد، اشرار به هلاک رسند، دشمنان اهل بیت باقى نمانند؛ بندگان صالح خدا ،وارثان زمين گردند(آنّ الارض يرثها عبادى الصالحون)؛پروا پيشگان حاكمان جهان شوند(والعاقبة للمتقين)؛از مأذنه ها،شهادتين اسلام در همه زمين پخش و نشر شود؛احكام تعطيل شده قرآن،به اجرا در آيد؛قرآن بر فراز شود و سنت نبوى احيا و مُجرىٰ گردد؛مردم كنار امام و امام در كنار آنان باشد و از انوار علم و هدايتش سيراب شوند؛در نمازها به او اقتدا كنند و از خطابه هاى او بهره مند شوند؛صوت قرآنش را شنوند و به جمال دلربايش نظاره كنند…كيست آرزوى حضور در چنان روزگارى را در سر نداشته باشد و براى وصول به آن هرلحظه نگويد:اللهم عجّل لوليك الفرج…
