اميرگفت:چرا اينقدر در مورد درگذشتگان توصيه شده؟ سعيد پاسخ داد: انسان مسلمان نزد خداوند چنان محترم است كه آبرويش چون خونش حرمت دارد و هرگونه تعرض به آن حرام شمرده شده حتى بدن بى جانش بسيار محترم است و بعد از مرگ بر همگان واجب است او را تجهيز نمايند. تجهيز به معناى آراستن،آماده ساختن ، مهيا كردن و تدارك ساز و برگ سفر است و آن آداب ويژه اى چون غسل و كفن و تشييع و نماز و تلقين و دفن و…را شامل مى شود و اين احترام بعد از آن هم ادامه پيدا مى كند چون حرمت نبش قبر، لزوم زيارت و يادكرد،ارسال خيرات و مبرّات و آمرزش خواهى و عمل به وصاياى او و تكريم بازماندگانش.تجهيز از جمله واجبات كفائى است يعنى بر همگان واجب است و چون عده اى آن را انجام دهند اين وجوب از ديگران ساقط مى گردد و گرفتن مزد هم براى آن حرام است.نخست بايد مؤمنان را با خبر سازند، تا براى احترام،تشییع جنازه و نماز بر وى حاضر شوند.امام صادق(ع) فرمود:” سزاوار است که برادران مؤمن را اطلاع دهند تا بر جنازه وى حاضر شوند و بر او نماز بگزارند و براى او استغفار کنند، تا هم میّت و هم حاضران ثواب برند١” و فرمود:”از ساده ترین حقوق برادران دینی این است که در تشیع جنازه آنان شرکت کنی٢”؛و ديگر تسليت به بازماندگان اوست كه فرمود:”کسی که مصیبت زده ای را تسلیت گوید پاداش او مانند جزای شخص مصیبت زده است بدون این که چیزی از او کم شود٣”..
مسعود گفت:پس از غسل و حنوط و پوشاندن کفن كه هركدام آداب خاصى دارد( و در رساله هاى عمليه آمده)، واجب است بر مسلمان درگذشته نماز بخوانند.عبارات اين نماز شامل شهادت بر وحدانيت خدا و ساير اعتقادات و نيز طلب مغفرت براى متوفىٰ و شهادت بر نيكى اوست.پس از نماز بايد او را تا محل دفنش تشييع نمود؛پیامبر خدا (ص) فرمود: «بر شما باد حفظ آرامش و وقار. بر شما باد آرام راه رفتن با جنازه هایتان٤»و نيز به ابوذر فرمود: “هرگاه در پی جنازه ای به راه افتادی، باید عقلت با تفکر و خشوع به آن مشغول شود و بدان که تو نیز به او می پیوندی٥»و خود آن حضرت هرگاه در پی جنازه ای می رفت، اندوه او را فرامی گرفت، بیشتر حدیث نفس می کرد و کمتر سخن مى گفت٦.امير مومنان چون در تشییع جنازه ای صدای خنده مردی را شنید- فرمود:”گویی که مرگ را در این جهان برای دیگران رقم زده اند و انگار که حق در این دنیا بر دیگران واجب گشته است و گویی مردگانی را که می بینیم، مسافرانی هستند که به زودی سوی ما باز می گردند! آنان را در گورهایشان می نهیم و میراثشان را می خوریم، آن گونه که پنداری پس از آنها جاودان خواهیم ماند!٧”امام صادق (ع) نيز فرمود:«هرگاه جنازه ای را بر دوش کشیدی، تصوّر کن این تو هستی که بر شانه ها حمل می شوی یا گویی از پروردگارت می خواهی به دنیا برگردی تا دست به عمل [نیک] زنی. پس، بنگر که چگونه [زندگی را] از سر می گیری…شگفتا از مردمی که چاووشی در میان آنها بانگ رحیل سر داده، امّا آنان همچنان به بازی و تفریح سرگرمند٨»…
سروش هم گفت:هنگامی که جنازه را به سوی قبر حرکت میدهند، مستحب است آن را در چند قدمی بر زمین بگذارند و تا سه مرتبه او را تدریجاً به قبر نزدیک کنند و در دفعه چهارم وارد قبر نمايند(تا روح میّت آمادگی پیدا کند) و مستحب است قبر را به اندازه قامت انسان متوسط، گود کنند و وقتی او را نزدیک قبر می گذارند دعائى را بخوانند كه ترجمه اش اين است:”خدایا این شخص، بنده تو، فرزند بنده تو و فرزند کنیز توست که بر تو فرود آمده و تو بهترین کسی هستی که بر او فرود میآیند” وچون به سوى قبر مى برند:”به نام خدا و با کمک خدا و برابر آیین رسول خدا که درود خدا بر او و آلش باد، خدایا به رحمت تو (فرود آید) نه به عذابت. خدایا برای او در قبرش گشایشی فراهم کن و حجّتش را به وی تلقین فرما و به اعتقاد ثابت وی را استوار دار و ما و او را از عذاب قبر حفظ فرما٩”؛و پس از آن که او را داخل قبر گذاشتند،گره کفن را باز کنند و صورتش را روی خاک نهند و بالشی از خاک، زیر سر او قرار دهند و مقداری از تربت سيدالشهدا(ع)را همراه او در قبر بگذارند…
سعيد: و نيز شايسته است مومنانى كه نزد قبر مى روند رو به قبله دستشان را بر روی قبر گذاشته و يازده مرتبه سوره قدر را بخوانند تا از هراس بزرگ روز قیامت در امان باشند و خداوند او و صاحب قبر هر دو را بیامرزد. حضرت باقر (ع) چون نزد قبر یکی از شیعیان ایستادند،این دعا را خواندند:”اللهم ارْحَمْ غُرْبَتَهُ وَ صِلْ وَحْدَتَهُ وَ آنِسْ وَحْشَتَهُ وَ آمِنْ رَوْعَتَهُ وَ اسْکنْ الَیهِ مِنْ رَحْمَتِک مَا یسْتَغْنَی بِهِ عَنْ رَحْمَةٍ مَنْ سِوَاک وَ الْحِقْهُ بِمَنْ کانَ یتَولّاهُ١٠”خدايا به او در غربتش مهربانى كن، و به تنهايى اش برس، و وحشتش را همدم باش، و ترسش را ايمنى ده، و از رحمتت به او آرامش ده، رحمتى كه به سبب آن از رحمت غير تو بي نياز گردد، و او را به هركه دوستش دارد ملحق كن…
————–
١.بحارالانوارج١ص٢٠٠
٢.كافى ج٢ص١٦٩
٣.كافى ج ٣ ص٢٠٥
٤.امالى طوسى،٨٢٧/٣٨٣
٥.همان ص٥٣٧،مكارم الاخلاق ص٤٦٣-٤٧٢
٦.الدعوات،٧٣٦/٢٥٩
٧. نهج البلاغه حكمت ١٢٢
٨.الزهد،حسين بن سعيد،١٣٣/٥٠
٩.زاد المعاد ص٥٦٠-٥٦٢
١٠.كامل الزيارات، ص ٣٢١.
