دوستان! اين چهلمين نشست ما در موضوع معاد است،اگر موافق هستيد يك جمع بندى از بحث هاى بسيار خوبى كه داشتيم ارائه شود تا بدانيم ره آورد اين گفتگو ها چه بوده است؟ همه با اين پيشنهاد امير موافق بودند.امير ادامه داد:البته من بايد قبل از جمع بندى از همه دوستان تشكر ويژه داشته باشم كه بعضاً با آمادگى و مطالعه قبلى در بحث ها مشاركت نمودند و از زواياى مختلف،باور معاد را مورد ارزيابى قرار دادند.سعيد گفت:من فكر مى كنم:در اين چهل نشست توانستيم ابعاد مختلف باور بنيادين معاد را بررسي كنيم ،از اثبات معاد تا چگونگى آماده شدن براى آن،مراحلش از پيش از مرگ تا بعد از آن و مواقف قيامت،نامه اعمال و حساب و ميزان و شفاعت و بهشت و دوزخ تا آثار فردى و اجتماعى باور به معاد.الان كه نگاه مى كنم مى بينم همه مباحث كلاسيك معاد را كاويديم و چيزى فرو نماند.از امير هم تشكر مى كنم كه با اجراى خوب و موضوع بندى هر نشست و با سوالات مناسب،بحث را به انجام رساند…
سروش گفت:در شرايطى قرار داريم كه باور پيشران معاد،بعضاً حاكم بر زندگى ها نيست،يا خودمان معاد را فراموش مى كنيم يا شيطان با ترفندهائى ما را از آن غافل مى گرداند!فراموشى و غفلت از معاد همان و غلطيدن به خطا و گناه،همان! بايد ببينيم چگونه مى توان ياد معاد را در برنامه هاى روزانه خود نهادينه كنيم تا آثار خوب آن را در زندگى خود ببينيم.اگر متذكر باشيم كه كوچكترين عمل ما،نوشته و محاسبه و جزا داده مى شود،بيشتر مراقب رفتارها حتى افكار خود خواهيم بود.امير گفت:كاملاً درست گفتى ،ما بايد براى اين كار در اتاق خود يا محل كار، تراكت هاى يادآور داشته باشيم تا ما متوجه كند كه از خدائيم و به سوى او باز مى گرديم.هر آگهى فوت و مجلس فاتحه يا تشييع را سكوى ياد معاد كنيم و بدانيم دير يا زود ما هم رفتنى هستيم و بايد آماده باشيم به قول پروين اعتصامى:هركه باشى و زهر جا برسى/آخرين منزل هستى اين است…البته آخرين منزل اين دنيا و گرنه آغاز زندگى جديد در برزخ و سپس قيامت و بهشت و دوزخ و…
سروش گفت:مطالب اين نشست ها بايد كتاب شود و پيش روى ما باشد.اين مطالب رمان و داستان نيست كه وقتى يك بار خوانده شد ديگر نياز به بازخوانى نداشته باشد.بايد هر از چندگاهى دوباره و چندباره مراجعه كنيم و مثلا موضوع حق الناس،وصيت،حلاليت ،حقوق رفتگان،آمادگى و…را بازخوانى كنيم و خود را محك بزنيم و متذكر شويم.الان كسانى هستند كه با معاد در ستيزند يا بطور فكرى و ايدئولوژيك و آن را خرافه يا ناشدنى معرفى مى كنند و يا بطور عملى آن را نقض مى كنند و همه زندگى را همين دنيا مى دانند و هر جرم و جنايتى را بشرط اينكه گير نيفتند، مجاز مى شمرند!هر دوگروه را در جامعه مى بينيم.آيا اين دزدى ها و اختلاس ها و فريب ها و ظلم ها نشان عدم التزام به معاد نيست؟!از سوى ديگر باورهاى انحرافى مثل عرفان هاى منهاى خدا و اديان تقلبى مثل بهائيت هم معاد به معنائى كه قرآن مى فرمايد را منكرند و با ترويج و تبليغ عقايد خود،مردم را از اين باور مترقى كه باور همه اديان الاهى است ،جدا مى كنند.بايد مواظب موريانه هائى كه به جان اعتقادات اصيل ما مى افتند تا ما و فرزندان ما را از درون تهى كنند، باشيم…
مسعود هم اينگونه جمع بندى نمود.در قرآن ،بيشترين آيات الاهى بعد از توحيد به بحث معاد،اختصاص دارد.بدون باور معاد،باور هيچ دين الاهى كامل نمى شود.اين دنيا ظرفيت ثواب و عقاب كامل را ندارد و جهان آخرت مكمل جهان و حيات ماست.اگر معاد را حذف كنيم،دست هر كس را در هر جنايتى باز گذاشته ايم.باور معاد است كه شما را مراقب ريزترين اعمال خود مى كند.بايد بتوانيم خيلى خوب و مستدل و روزآمد،از اين باور در نشست ها بويژه فضاى مجازى و شبكه هاى اجتماعى كه دائم شبهه پراكنى مى كنند،دفاع كنيم،روشنگرى و شبهه زدائى نمائيم؛كوچكترين كم كارى ما،بلندگو را دست رقيب ما مى دهد و او حرف هاى خود را به كرسى مى نشاند.ما بايد خود را در هرحال مرزبان انديشه و راه الاهى و سفير هدايت و رشاد بدانيم و تا آنجا كه توان و استطاعت داريم در اين راه بكوشيم(إن هى الا الاصلاح ما استطعت) و بدانيم چشم بيناى الاهى در اين زمان يعنى حضرت صاحب الزمان سلام الله عليه ناظر ما و دعاى او پشتيبان ما و ولايتش دستگير ماست…و آخر دعوانا أن الحمدلله رب العالمين…
