“علاقه منديد با بهترين ياران و دوستان خود ،لحظاتى تنها باشيد تا با او حرف هاى خصوصى بزنيد ؛ درد دل كنيد ؛گفتگو نمائيد؛خواسته خود را مطرح كنيد؛ گل بگوئيد و گل بشنويد! چرا با مهربان ترين مهربانان كه شما را بيشتر از همه دوست دارد و شما نيز بيشتر از همه دوستش داريد،خلوت نكنيد و راز دل نگوئيد و نجوا نكنيد؟!مى گوئيد سرش شلوغ است،به شما وقت نمى دهد! نه،او آنقدر دوستتان دارد كه مى گويد،هر وقت دلت خواست،بيا! خود او اصرار مى كند بيا! بيا هرچه خواستى با من بگو!اصلا براى اينكه تو بدانى دوستت دارم و براى تو حساب بازكرده ام،لازم است حداقل روزى پنج بار بيائى! واجب مى كنم كه حتماً بيائى تا فراموش نكنى! مى گوئى گاهى نميدانم چگونه شروع كنم،چه بگويم و چه بخواهم؟ عيب ندارد،حرف زدن نمى دانى؟خودم به تو مى گويم چه بگوئى و چه بخواهى! اسم اين وعده هاى ملاقات را مى گذارم “نماز”، هم ديدار است، هم گفتگوست ، هم نيايش است ، هم نجواست…”
روشنا مى خواست در اين موضوع بيشتر بنويسد و با همكارانش در محل كار در ميان بگذارد.او و دوستانش يك پايگاه خبرى ايجاد كرده بودند تا از چالش هاى فكرى جامعه بنويسند؛ بحران هائى كه جوان ها با آن درگيرند؛مشكلات عاطفى، درگيرى هاى عقيدتى و از اين قبيل حرف ها؛همين ديروز رؤيا،مدير و همكارش به او گفت:ببين روشنا، ما خيلى حاشيه مى رويم؛مدعى هستيم اگر مردم دين اسلام را بشناسند و عمل كنند ،مشكلات زندگى شان هم حل مى شود ولى ما هنوز آئين خود را نمى شناسيم.بيا هر روز يكى از ويژگى هاى اين آئين را براى مخاطبان پايگاه خبرى خود تبيين كنيم.من هم حاضرم به تو كمك كنم،به بچه هاي ديگر پايگاه هم مى گويم مشاركت كنند؛قبول دارى؟روشنا گفت :پيشنهاد خوبى است تا آنجا كه بتوانم…و حالا متن بالا را نوشته بود.به رويا گفت:اين براى شروع خوب است؟رويا خواند و بعد گفت: ورود خوبى است بعد مى خواهى چه بگوئى؟لابد از آثار و شرايطش…روشنا گفت بايد تا شب فكر كنم…
يك جستجوى ساده به او نشان داد:نماز چنان جایگاه ممتازی در قرآن دارد كه ٩٨ بار از آن ياد و به عنوان مهمترین و اولین عمل فردی و اجتماعی مؤمنان شمرده شده و در روايات نيز جايگاه رفيعى دارد براى نمونه فقط در دو كتاب وسائل الشيعه و مستدرك آن، ١١٦٠٠حديث در موردش نقل شده است.ده ها وصف زيبا از نماز در كلام وحى و معصومين آمده از جمله:ستون دين، معراج مؤمن،نشانه ايمان،بهترين اعمال،روشنى چشم پيامبر،پيشواى همه اعمال ،نور مؤمن،كليد بهشت،وسيله طهارت روح،دژى در برابر شيطان،كفاره گناهان،بهترين وسيله تقرب به خدا…به گواهى تاريخ همه پيامبران به نماز اهتمام داشته اند.هزاران كتاب در مورد اهميت،اسرار،آداب،احكام،فوائد و نتائج وآثار دنيوى و اخروى آن به زبان هاى مختلف نگاشته و منتشرشده و بر اهميت برگزارى آن در اول وقت در مساجد و به جماعت بسيار تأكيد شده كه در بعضى موقعيت ها مثل حج و اعياد فطر،قربان و جمعه با تجلى ده ها هزار وگاهى مليونى،شكوهى وصف ناپذير دارد.غير از نمازهاى واجب [روزانه(پنج نوبت در پنج وقت)و آيات و ميت و طواف حج و نذر]،ده ها نماز مستحب تشريع شده تا لحظات زيباى عروج به ملكوت عبادت معبود را فراروى مشتاقان قراردهد…
دو روز بعد،نوشته او روى پايگاه بود:اسمش :قرار ملاقات با خدا ! و اين فراز پايانى آن: اما روح نماز چيست؟ روح نماز،ياد خداست؛تقويت روح عبادت و ارتباط با معبود از طريق همسخنى با اوست .اين هدف نياز به حضور قلب و تمركز دارد بطوريكه نمازگزار احساس كند بطور واقعى دارد با خالقش سخن مى گويد. چنين نمازى،نماز گزار را از زشتى ها و منكرات دور مى سازد؛وسيله شستشوى او از گناهان است؛خود بينى و كبر او را درهم مى شكند؛روح نظم را در او (بخاطر رعايت اوقات هر نماز)تقويت مى نمايد؛آرامش و اطمينان قلبى بهمراه مى آورد؛براى او معراج قرب و لقاي الاهى مى شود؛با تكرار آن در اوقات مختلف از او غفلت زدائى مى شود؛ نماز موجب پاكسازى زندگى او مى شود زيرا مکان نمازگزار، لباس او، فرشی که بر آن نماز میخواند، آبی که با آن وضو میگیرد باید از هر گونه غصب و تجاوز به حقوق دیگران پاک باشد.پناه و ياريگر او در مشكلات است و استقامت او را افزون مى كند…حيف نيست خود را از اين همه نعمت محروم كنيم؟محبوبتان با شما قرار ملاقات گذاشته است،هر روز ،كمينه پنج نوبت؛اگر در قرارها غائب شويم خيلى زيان كرده ايم غير از آنكه شرط مهر را فرو نهاده ايم…
