مقاله حج را به “مينا” سپرده بودند و او خوب از عهده آن برآمده بود و ظرف يك روز كلى روى پايگاه كليك خورده بود: “سلام بر حج ،سلام بر صفا و مروه اش،مواقفش،طوافش،سعى اش ،سلام بر مشعر،سلام بر منا،سلام بر عرفات… سفرى ملكوتى و روحانى و معنوى كه هم با پاى جسم مى روى و هم با پاى دل؛آنكه شما را فراخوانده و دعوت كرده، خداست كه پياده و سواره از هر راه دورى گرد آيند تا شاهد منافع خويش شوند و در روزهاى ويژه اى نام خدا را ياد كنند١،از هر رنگ و نژاد و تمدن و فرهنگ،كنار خانه اى كه پرچم اسلام و پناه پناهجويان است براى تقويت دين و آئين٢، همه سپيد پوش و بى آرايش و آلايش و تفاخر و تبعيض.حج،هم اثر انسان سازى دارد آنجا كه از همه تعيّنات و تشخّصات و مدال ها و زر و زيورها مى گذرد و با لباس احرام به درياى انسان هاى سپيدپوش مى پيوندد؛ و هم اثر سياسى دارد و آن تحقق وحدت است بين تمام باورمندان اسلام از سراسر جهان فارغ از تعصبات ملى و نژادى ؛و هم اثر فرهنگى دارد چون گفتمان وحدت و تعامل فرهنگى بين مسلمين جهان را عملى مى كند…چقدر حج زيباست!
سفرى معنوى به دعوت خدا كه رفتن يكبار به حج تمتع را براى هر مسلمانى واجب نموده است و نشان پذيرش اين دعوت هم سروش “لبيك اللهم لبيك”است در مواقف احرام و رفتن به سوى كعبه و انجام مناسك.مراسمى يادآور خاطرات ابراهیم خليل الله و اسماعیل ذبیح الله و مادرش هاجر و مجاهدت هاى آنان و نيز یادآور خاطرات پیامبر اسلام و پیشوایان بزرگ و مجاهدتهاى مسلمانان در هر گوشه اى از مسجدالحرام و سرزمین مکه، كه زمینه ساز یک انقلاب اخلاقى در دلهاى افراد است تا صفحه نوینى در حیات او بگشايند .همچنين حج بهترين فرصت و زمان براي توبه، ياد مرگ و معاد، از همه چيز بريدن و صحراي عرفات و مشعر را ديدن و پيوند با ولىّ خداست (كه اميرالحاج است و هرساله در حج حاضر شده و شاهد بر اعمال حاجيان مى باشد و روح حج اوست كه بايد دلها بر كعبه وجودش طواف كنند و تاييد او را انتظار داشته باشند تا حج شان قبول شود و نيز منتظر و آماده ياورى او بودن زيرا او قيامش را از كنار كعبه آغاز خواهد نمود…) لذا در روايت آمده:”کسى که حج را به طور کامل انجام دهداز گناهان خود بیرون مى آید همانند روزى که از مادر متولد شده است٣”…
در مورد بعد سياسي (بلحاظ اجتماع گسترده مسلمين از سراسر جهان)و بعد اقتصادى (استفاده از اين اجتماع براى منافع مالى)هم بسيار بحث شده اما اصل حج،اقامه شكوه و عظمت اسلام است كه امام صادق(ع) فرمود: “مادام که خانه کعبه برپا است اسلام هم برپا است٤”و اميرمومنان(ع) نيز فرمود:”خدا را خدا را، در مورد خانه پروردگارتان، هرگز آنرا خالى نگذارید که اگر ترکش كنید مهلت الهى از شما برداشته مى شود٥”…حج در نگاه اسلام، اهمیت و ارزش بسیار والایی دارد و قرآن حج را از شعائر الهی معرفی کرده است٦و سورهای با نام سوره حج دارد و در آیات بسیاری به مسائل حج پرداخته است.روایات بسیاری در مورد حج وارد شده براى نمونه دو کتاب وسائل الشیعه و مستدرک الوسائل بیش از ۹۱۵۰ حدیث درباره جایگاه و احکام حج نقل کردهاند که نشاندهنده اهمیت آن در دین اسلام و فراوانی احکام و پیچیدگیهای آن است. امام صادق(ع)حج را برتر از روزه و جهاد، بلکه هر عبادتی به جز نماز برشمرده است٧.بنابر روایات، زمانی که حاجیان در مِنا مستقر میشوند، منادی از جانب خدا ندا میدهد که “اگر خواستار خشنودی من هستید، من راضی شدم٨”.از امام علی(ع) نقل شده که خداوند حج را نشانه خاكسارى در برابر عظمت، و اعتراف به عزت خداوندیش قرار داد. شنوندگانى از بندگانش را برگزید كه دعوتش را لبیک گفتند، و سخن او را تصدیق کردند٩…
حجْ سنت ابداعی اسلام نیست، بلکه بنابر روایات، برخی از پیامبران طوافِ کعبه انجام داده اند١٠.حتی مشرکان مکه نیز پیش از اسلام به حج و طواف کعبه میپرداختند و سنتهای خاص خود را داشتند که اسلام برخی از آنها را همچون طواف عریان١١و تغییر روزهای حج١٢را تأييد نكرد.برخی ادیان الهی و غیر الهی نیز مناسکی همچون حج مسلمانان داشتهاند. یهودیان تا زمان بقای معبد سلیمان موظف به حضور در آنجا در سه عید معیّن بودند١٣. مناسك و اعمال حج جنبه ظاهرى حج هستند و جنبه باطنى حج، عزم بر پاك شدن و تقرب به خداست.امام سجاد (ع) در مورد لباس احرام و مناسك به شبلى فرمودند: «آیا در آن موقع كه خواستى لباس خود بيرون كنى و لباس احرام بپوشى ،قصد كردى لباس گناه را از تن خود بیرون نمائى و لباس طاعت بپوشی؟ … آیا به هنگام برهنه شدن از لباس دوختهات، توجه داشتی که از ریا و نفاق و انجام امور شبهه ناک دوری کنی؟ شبلی گفت:نه!. … امام سجاد(ع)فرمود: بنابراین نه در میقات رفتهای و نه از لباس دوخته، خلاص شدهای»! آنگاه،امام جنبه هاى باطنى و معنوى حج را براى او تشريح مى نمايند١٤…
———–
١.سوره حج،آيات٢٧و٢٨
٢.نهج البلاغه،،خطبه ١٩٢
٣.بحار الانوار ج ٩٩ص٢٦
٤.وسائل الشیعه جلد٨ص١٤
٥.نهج البلاغه نامه ٤٧
٦.سوره حج آيه ٣٢
٧.الکافی،ج۴، ص۲۵۴
٨.الکافی، ج۴، ص۲۶٤
٩.نهج البلاغه خطبه اول
١٠.عیاشی، التفسیر، ج۱، ص۱۸۶
١١. آلوسی، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم، ۱۴۱۵ق، ج۳، ص۲۳۴
١٢.فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۱۴۲۰ق، ج۱۶، ص۴۵
١٣.توفیقی، آشنایی با ادیان بزرگ، ۱۳۸۶ش، ص۸۸
١٤.مستدرك الوسائل،ج١٠،ص١٦٦
