اخلاق

 

 

 

 

مباحث اخلاقى را سردبير پذيرفته بود؛او در اولين بحث،به تعريف و حيطه اخلاق پرداخت:اخلاق،جمع خُلق به معناي سرشت و خوى وسجيّه است خواه نيكو و پسنديده مانند جوان‌مردي و دليري، يا زشت و ناپسند چون فرومايگي و بزدلي.صفات نیک و بد و اعمال درست و نادرست انسانها که در آنها به صورت عادت در آمده به گونه ای که عمل مربوط به آن صفت در جایی که موقعیت ان پیش می آید خودجوش و بدون درنگ و تأمّل از شخص سر مى زند. علم و دانشى هم که با شناساندن صفات نیک و بد و اعمال درست و نادرست ، انسان ها را به کسب صفات نیک و انجام اعمال درست توصیه می کند و راه کارهای عملی این مهم را بیان می کند،علم اخلاق است.در حدیث معروفی از پیامبراکرم (ص) آمده است:”من از آن جهت برانگيخته شدم كه كرامت هاى اخلاقى را كامل و تمام كنم(إنّما بعثت لأتمّم مكارم الأخلاق١)؛امام كاظم(ع) هم فرمود:”لازم ترين علم براى تو آن است كه تو را به پاكسازى دل (و تهذيب نفس) راهنمايى كرده، فساد آن را براى تو آشكار كند٢”…

خداوند براى آنكه يك نمونه عالى اخلاق را براى انسان ها به نمايش گزارد تا با تأسي به او،اخلاق مدار شوند پيامبر خويش حضرت محمد(ص)را معرفى نمود و در باره اش فرمود: تو داراى خُلقِ عظيمى هستى(إِنَّكَ لَعَلى‌ خُلُقٍ عَظِيمٍ٣)و آن حضرت واقعاً همانطور كه خدا فرمود بزرگ ترين جلوه هاى اخلاقى را دارا بود و همه صفات نيكى را كه خداوند در قرآن به عنوان شاخص هاى بزرگ اخلاقى توصيف نمود، واجد بود.در سيره ايشان نوشته اند٤:با بردگان، هم غذا مى‌شد.امور شخصى خود را خود انجام مى داد؛بر زمين مى نشست؛به هركس مى‌رسيد، چه بزرگ و چه كوچك، سلام مى‌كرد؛هميشه تبسّمى بر لب داشت؛هماره بوى خوش از او به مشام مى رسيد؛هرگز در صدد انتقام بر نيامد؛دل نازك و مهربان و متواضع و سخاوتمند و بخشنده بود؛حاجت حاجتمندان را رد نمى كرد؛هيچ گاه در مقابل ديگران پاى خود را دراز نمى‌ نمود؛هرگز دست طمع بسوى چيزى دراز نكرد؛نمازش در عين تماميّت، سبك و خطبه‌اش كوتاه بود؛كم خرج، كريم الطبع و خوش معاشرت بود؛كلامش روشن و براى همه قابل فهم بود؛نگاه خود را بين افرادى كه در محضرش بودند تقسيم مى‌ كرد؛هنگام سخن گفتن با مردم تبسم مى‌ نمود و بسيار كرامت هاى اخلاقى ديگر٥…

 

حسن خلق آن چنان داراى اهميت است كه گاهى در تعريف دين قرار مى گيرد.کسی خدمت پیامبر خدا(ص)آمد و پرسید: یا رسول الله! دین چیست؟ فرمود: حُسن خُلق. از سمت راست آمد و پرسید: دین چیست؟ فرمود: حُسن خُلق. پس از سمت چپ و از پشت سر آمد و همان سوال را تکرار کرد و حضرت همان جواب را داد٦. و در حديثى ديگر فرمود: خوش اخلاقی، نیمی از دین است(اَلخُلُقُ الحَسَنُ نِصفُ الدّینِ٧).این نشان دهنده  جایگاه محوری اخلاق نيكو در اسلام است. چنانچه امام حسن مجتبی(ع) فرمود: ” بهترین خوبی، اخلاق خوب است٨”.گاهى هم حسن خلق در تعريف ايمان قرار مى گيرد.امام باقر(ع)فرمود:كامل ترین مؤمنین از جهت ایمان نیكوترین آنان از نظر اخلاق است(إنَّ أكمَلَ المُؤمنینَ إیماناً أحْسَنَهُم خُلْقاً٩)و امام صادق(ع) فرمود:”چهار خصلت است اگر در كسى باشد ایمانش كامل مى شود، اگرچه از سر تا پایش گناهانى باشد، این گناهان چیزى از او نمى كاهد؛ فرمود: و آن چهار چیز: صدق و اداى امانت و حیا و حسن خلق است١٠”…

اما جايگاه آنانكه در حسن خلق تأسى به پيامبر اكرم(ص)نموده باشند در آخرت نيز نزديك آن حضرت خواهد بود: “نزدیك ترین شما به من از نظر جایگاه در قیامت نیكوترین تان از جهت اخلاق و بهترین تان نسبت به خانواده اش مى باشد١١”و در روایتى دیگر فرمود: “نزدیك ترین شما به من در قیامت راستگوترین تان در گفتار و اداكننده ترین تان نسبت به امانت و نیكوترین تان از نظر اخلاق است١٢”…بايد دانست اين همه تاكيد بر حسن اخلاق،بخاطر آن است كه بهترين تبليغ ديگران به دين و آئين،همين رفتار خوب افراد است؛ديگران وقتى اين رفتارهاى پسنديده را در فردى ببينند، جذب او شده و وقتى ببينند،دين او دستور به اين اخلاق داده به دين او متمايل مى شوندو برعكس اگر سوء رفتار و سوء اخلاق از كسي ببينند هم از خود او و هم آئينش دورى خواهند گزيد…

 

———–

١.الحياة، ترجمه احمد آرام،ج ٦ص ٦٧٥

٢.بحارالانوار،ج٧٨ص٣٣٣

٣.سوره قلم،آيه ٤

٤.تفسيرالميزان ج٦،ص١٨٣ ببعد

٥.ر.ك:سنن النبى علامه طباطبائى

٦.میزان الحکمه، حدیث ٥٠٣

٧.خصال،ج١،ص١٧

٨.همان،ص٢٩

٩.كافى،ج٢،ص٩٩،باب حسن خلق 

١٠.همان،حديث٣

١١.عیون اخبار الرضا،ج٢ص٣٨باب٣١،حديث١٠٨   

١٢.بحار الانوار،ج٧٤ص١٥٢ح٨٣ 

 

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *