سردبير،دومين بحث در اخلاق را به فضائل اخلاقى،اختصاص داد و نوشت:تربيت افراد و جامعه با فضيلت،نه تنها كار دين است بلكه كار همه مصلحان اجتماعى است.حضرت امير(ع)فرمود:”حتى اگر ما امید و ایمانی به بهشت و ترس و وحشتی از دوزخ، و انتظار ثواب و عقابی هم نمی داشتیم، شایسته بود به سراغ فضائل اخلاقی برویم، چرا که آنها راهنمای نجات و پیروزی و موفقیت هستند١”.اهميت اخلاق و تهذيب نفوس انساني، همواره يکي از دلمشغوليهاي انسانها و جوامع بوده است. بدون وجود فضائل اخلاقي، زندگي بيمعناست. در حقيقت فضائل اخلاقي کمالات انساني را تعيين ميکنند و به زندگي انسان معنا ميبخشند.اما تحقق اين هدف والا، بدون پيدا کردن مبدأ واقعي براي فضائل امکانپذير نخواهد بود؛ زيرا تنها با وجود مبدأ واقعي براي فضائل، امکان گفتگو از فضائل مطلق و تأثيرگذار در سعادت انسان وجود دارد و طبيعى ترين مبدأ براى تعيين و ضمانت اجراى فضيلت ها،خداست كه كمال حقيقى انسان در گرو اجراى اوامر اوست…
اين آيه شريفه را مى توان منشور جهانى دين اسلام ناميد كه به گفته فيض كاشانى در تفسير صافى ذيل همين آيه؛ اگر در قرآن همين يك آيه بود، كافى بود كه بگوييم: قرآن،تبيان همه چيز است و اوامر و نواهى اين آيه در همه اديان بوده و هرگز نسخ نشده است.وليدبنمغيره، چنان جذب اين آيه شد كه گفت: شيرينى، زيبايى و محتواى آن، چنان است كه نمىتواند كلام بشر باشد و عثمان بن مظعون گفت :با شنيدن اين آيه، اسلام به عمق جانم نفوذ كرد و به دلم نشست: آن آيه الاهى چنين است: همانا خداوند مردم را به عدل و احسان و (با اولويت )دادن (حق) خويشاوندان، فرمان مىدهد و از كارهاى زشت و ناپسند و تجاوز و ستم، نهى مىفرمايد او شما را موعظه مىكند باشد كه متذكّر شويد (إنَّاللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ وَ إِيتاءِ ذِي الْقُرْبى وَ يَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ وَ الْبَغْيِ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ٢)…
عدل و احسان ،دو فضيلت پايه اى و بنيادين براى همه فضيلت ها هستند.عَدل، دورى از افراط و تفريط است كه هم در عقايد مطرح است و هم در رفتار شخصى و جامعه و سفارش اين آيه، هم به فرد است و هم به حكومت ها.عَدل در نظام آفرينش، رمز پايدارى آن است(بالعدل قامت السماوات و الارض) و در نظام تشريع ، سرلوحه دعوت همه انبياء است؛ و”احسان” كلمه مباركى است كه شامل همه خدمات مالى، فكرى، فرهنگى و عاطفى مىشود؛ و “فحشاء”، به گناهى گفته مىشود كه بزرگ و رسوا باشد و “منكر” به كارى گويند كه عقل و فطرت و شرع آن را انكار كند.اين آيه در كوتاه ترين عبارات،سرچشمه همه فضيلت ها (عدل و احسان)و رذيلت ها(فحشاء و منكر) را بيان و آن را امر و موعظه و تذكار الاهى براى پيروى همه باورمندان به خدا معرفى مى فرمايد.عدل و احسان در كنار هم جاذبه دارند وگرنه مقرّرات خشك، دلها را التيام نمىدهد(يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ)لذا هر دو را سرلوحه فضيلت ها قرار داده است…
فضائل انسانى بسيارند اما مى توان آنها را طبقه بندى نمود:صفات پسنديده اى كه جنبه اجتماعى دارند،چون: سخاوت، وفای به عهد، تواضع، عدالت، محبت، صداقت، راستی، گذشت و ایثار، خیرخواهی ،حلم،جوانمردى و… آنها كه در رابطه با خالق و توجه به خداوند است: صبر، رضا، توکل، شکر، خوف، رجا، قناعت، خضوع، خشوع، اخلاص و …و فضيلت هاى فردى چون عزت نفس،تواضع،غيرت، حياء و آزرم،جانبداري از حق، عاطفه عقلاني، اخلاص در برابر خدا، شجاعت، وقار،صدق و راستى، انصاف، زهد،كم گوئى،دوستى خالصانه،قناعت و صرفه جوئى،خوش رفتارى، حسن خلق،أراستگى به زيور علم و ادب و اخلاق و عدالت…كه مى توان ازراههای زير اين فضائل را در جامعه نهادينه نمود:معرفت و آگاهی بخشی به فرد و جامعه نسبت به فضایل و رذایل و بیان آثار و نتایج آنها با توجه به آیات و روایات و سیره معصومین؛استفاده بهینه از رسانه های گوناگون براى تشويق به فضيلت ها؛معرفی نمونه هاى برتر اخلاقی و الگوهای رفتاری در بین اقشار مختلف جامعه؛عدم برخورد سلیقه ای و شخصی و برخورد کریمانه و بزرگوارانه مبلغان اخلاق و در نهايت مبارزه مستقیم و غیر مستقیم با مظاهر فساد، ظلم و بی عدالتی در جامعه…
——————-
١.مستدرك الوسائل ،چاپ قديم،ج٢ص٢٨٣
٢.سوره نحل،آيه ٩٠
