زمان و منتظران،٦. جهان ما.١. جهانِ ما

 

 

 

سعيد: جمع دوستان بار ديگر، به پيشنهاد همه و به خاطر مباحثه پيرامون مسائل روز تشكيل شد تا با مباحثه و هم افزايي ،به يك برداشت مشترك دينى دست يابيم.اين بار مديريت بحث ها به من واگذار شد و قرار شد ضمن اينكه همه در مطالعه و ارائه مشاركت مى كنند،در مواقع ضرورى از اساتيد هم در جلسات بهره بگيريم.پوريا گفت: موضوعات روز خيلى زياد و پراكنده هستند همچون هويت، فرهنگ، معنويت و دين، سياست، اقتصاد، علم و پژوهش، هنر، آزادى و دموكراسى، حقوق، قانون، دادرسى، شهروند، رسانه، فناورى، روادارى، مسئوليت اجتماعى، جنگ سرد، جنگ نرم، خانواده، آموزش و پرورش، تهاجم فرهنگى، ورزش، گردشگرى، دانشگاه، اوقات فراغت و تفريحات، وطن و مليت، جهان وطنى، تاريخ، مهاجرت، موفقيت، اقليت ها،دگرانديشان، آرمان گرائى، آينده پژوهى، اشتغال، فرار مغزها، حقوق زنان، جوانان، سبك زندگى، مشاركت، تشكل و حزب، تمدن، سنت و مدرنيته، تبليغ، دشمنان …من گفتم :اين موضوعات همانطور كه پوريا گفت زياد و پراكنده هستند بايد سعى كنيم نظمى به آنها بدهيم. بهتر است ابتدا از “جهان ما”، شروع كنيم تا معلوم شود از كدام جهان حرف مى زنيم و سپس برداشت دينى خود را از اين مقوله ها به اشتراك گذاريم … 

 
رضا كه ارشد جامعه شناسى مى خواند گفت :در مورد ” جهان ما”،بسيار سخن گفته اند: آيا ماهيت جغرافيائى جهان،مورد نظر است يا تلقى ذهنى از جهان  يا داشتن ديد جهانى در تحليل مباحث اجتماعى يا تحليل وقايع در قالب گلوباليزيشن و جهانى شدن…كه هركدام بحث هاى مربوط به خود را دارند.آنچه مهم است اينكه انسان مسلمان، در هر نقطه جغرافيائى جهان كه باشد-از گذشته هاى دور تا امروز به ويژه در عصر ارتباطات-، تلقى اش نسبت به ساير انسانها، ساير امور جهانى، ديگر همكيشان، دگرانديشان ،برخورد فرهنگ ها ، تعاملات اجتماعى ، دهكده جهانى، جهانى شدن، يكپارچگى، همگرائى ، واگرائى و امثال اين امور چيست؟من با تحقيقاتى كه در متون دينى كرده ام به اين نتيجه رسيدم با اينكه سخن اصلى اسلام با مومنان است اما از ديگران غافل نيست و با خطاب هائى چون يا ايها الناس و يا اهل الكتاب و يا ايها الكافرون آنها را نيز در گفتمان انديشگى وارد مى كند و يا در نظام حقوقى خود،مواردى را به آنان اختصاص مى دهد و نظر انسانى و محبت آميز به آنها دارد…
 
دين ما بدون آنكه هويت خود را ناديده بگيرد، چشم خود را بر واقعيت تنوع فرهنگى و دينى در اطراف خود و ديگر نقاط جهان نمى بندد و براى آن به ميزان قدرت و توان و تأثير، توصيه ها،نكات و احكامى دارد.گاهى در دعاهايش براى بهبود امور مردم ، فقط همكيشان را در نظر نمى گيرد و براى همه انسانها دعا مى كند و مثل دعاى ماه رمضان، شفاى همه بيماران،آزادى همه اسيران،اداشدن قرض همه مقروضان،بى نيازى همه فقيران و…را از خدا مى خواهد و گاهى چون اميرمومنان(ع) كه خبر خلخال كشيدن از بانوى غير همكيش را مى شنود آرزوى مرگ مى كند و با تمامى نيرو از دگرانديشانى كه قصد جنگ ندارند به عنوان اقليتى كه در پناه دولت اسلامى هستند، حمايت اقتصادى و نظامى مى نمايد و رحمت و مهر پيامبر خدا را مختص مسلمين ندانسته بلكه او را رحمت براى جهانيان (رحمةً للعالمين)مى نامد و اولين خطاب منجى جهان حضرت صاحب الزمان را كه به همين لقب جدّ بزرگوارش ناميده شده به هنگام ظهور”،أَلا يا اهل العالم”اعلام مى كند يعنى اى جهانيان،من همان موعود عدالت گستر جهان هستم…
 
حميد گفت: مى خواهى بگوئى در جهان فكرى ما،همه مردم ،بندگان خدايند كه از يك پدر و مادر آفريده شدند و اين نسبت آنان را به هم نزديك مى كند؟رضا گفت:بله،خدا هم فرموده:اى مردم [جهان]،ما همه شما را از يك زن و مرد آفريديم و گروه گروه و قبائل متفاوت قرار داديم تا هم را بشناسيد و گرامى ترين شما،[پاك ترين و]پرهيزكارترين شماست.اولاً خطاب به ناس و همه مردم است ثانياً گونه گونى را دليل هيچ برترى نمى شمرد و ثالثاً گرامى تر بودن را فقط به تهذيب و پاكى و تقوى مى داند و نه چيز ديگر…بنابراين يك مسلمان، عينيت گراست و تنوع را مى پذيرد و احترام مى گزارد و با آنها همزيستى و تعامل دارد و ايشان را در دعاى خويش شريك مى كند و هرچه براى خود مى خواهد براى آنان نيز مى خواهد و خلاصه با همه جهان در فكر و عمل در ارتباط است، مگر استثنائى وجود داشته باشد كه جداگانه بايد بحث كرد.اين برداشت من است تا نظر دوستان چه باشد.قرار شد در نشست بعدى اگر كسى نظر ديگرى دارد ، مطرح كند و من از رضا به خاطر شروع بحث تشكر كردم…
 
 
 
 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *