به صالح گفتم اين مقوله اقتصادى را كه تخصص اوست،بگويد.صالح گفت: در جهان ما،چند دهه بيشتر نيست كه كشورهاى بزرگ ،مقوله اخلاق را به اقتصاد و كسب و كار پيوند زده و از واژه جديد “اخلاق كسب و كار”سخن مى گويند١؛پيش از آن اقتصاد را تابع قوانين خودش مثل رقابت،شناخت بازار، تبليغات، سود بيشتر،ابتكار عمل و… دانسته فاكتورى مثل اخلاق را دخيل در اقتصاد نمى دانستند.اما وقتى تقلب و خيانت چند كارمند در يك شركت امريكائى، مليونها دلار به سهامداران خسارت زد، به مقوله اخلاق در اقتصاد توجه كرده و حتى وارد رشته هاى دانشگاهى نمودند. پس از اخلاق كسب و كار، موضوع مشاركت موسسات و بنگاه هاى اقتصادى در امور نيكوكارى و جامعه سازى را مطرح كرده و نام آن را مسئوليت اجتماعى شركت ها (CSR)٢ناميدند و مقرر كردند همه شركت ها بايد نقش خود را در ساختن جامعه مخاطب و اجتماع خود تعريف كنند.اكنون همه شركت هاى مهم چون گوگل و ماكروسافت و ديزنى و… ،به مقوله جامعه سازى با نام مسئوليت اجتماعى توجه كرده و اقدام به تاسيس موسسات خيريه،كمك هاى خيرخواهانه به آسيب ديدگان در بلاياى طبيعى ،ساخت دانشگاه و مدرسه و بيمارستان و ورزشگاه و حفظ محيط زيست و…مى نمايند تا با جلب اعتماد عمومى، شهرت برند خود را نيز پايدار كنند…
شايان پرسيد: از سابقه شان اطلاعى هست؟ صالح،گفت:اولين بار موضــوع مسئوليت اجتماعى شركت ها در اوايل دهه ۲۰ ميلادی در قرن بیستم مطرح شد. بر اين اساس نگرش های مربوط به مسئوليت اجتماعی مؤسسات و شــركت ها، ســابقه چندانی ندارند.در دهه ۲۰ به دليل ركود اقتصادی و جنگ جهاني دوم، جدی گرفته نشــد و نتوانســت به عنوان يك موضوع جدی تا دهه ۵۰ ميان رهبران كســب وكار،جايگاهی بيابد. اما اواخر دهه ۹۰ ايده CSR در جامعه جهانی توســط دولت ها و سازمان های غيردولتی مورد تأييد قرار گرفت و برخی از کشورهای پیشرفته دنیا مانند سوئد، در این زمینه پیشگام شدند.مســئوليت اجتماعی، يك چارچوب مديريت اخلاقی را در موسسه اضافه می كند كه براساس آن، شركت ها به فعاليت هايی اقدام می كنند كه وضع جامعه را بهتر كند و از انجام كارهايی كه باعث بدتر شــدن و وخیم شدن وضعيت جامعه می شــود نيز پرهيز كنند.در كشور ما هم شركت هائى پيشقدم شده و در ساخت مدرسه و درمانگاه و ساير امور خيريه به عنوان مسئوليت اجتماعى خود،اقدام نمودند…
گفتم:نظر خودت در مورد اين موضوع چيست؟گفت:براى جهان مادى غربى كه اقتصاد را جداى از اخلاق مى دانسته و اصلاً فاكتور اخلاق را در پهنه اقتصاد راه نمى دادند،تفكر مسئوليت اجتماعى و اخلاق كسب و كار،يك پيشرفت بود؛ اما گوئى اين فاكتور را هم از آن جهت مهم تلقى مى كنند كه مى تواند به عنوان عامل موفقيت بيشتر بنگاه شود نه حُسن ذاتى كار خير يا دستور الاهى بودن آن! البته هرچه كه كارخير انجام شود و نفعش به خلق خدا برسد، خوب و پسنديده است ليكن وقتى پايدار و مورد پذيرش الاهى است كه با اخلاص انجام شود نه به انگيزه شهرت بنگاه يا برند خاص.در واقع اجرشان منوط به نيّت شان است.اگر به قصد شهرت و يا خوشايند افراد انجام داده اند،اجرشان،همان خواهد بود و اگر براى خدا كرده باشند،پاداش جاويدشان نزد خداوند مى باشد،لذا قرآن مى فرمايد:”همانا خداوند[امور شايسته را]از پرواپيشگان مى پذيرد”(إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ٣) …
گفتم: يعنى مى فرماييد،نيت،اينقدر در عمل مهم است؟ صالح گفت:البته؛ بگذار از يك واقعه تاريخى برايت بگويم.ساختن مسجد،چقدر كار خوبى است؟ اما اگر به قصد ناپاك و براى منظور ديگرى ساخته شود سرنوشت مسجد ضرار را دارد. يك گروه ١٥ نفره،مسجدى را با هدف تفرقه و اختلاف بین مؤمنان و پایگاهی علیه پیامبر(ص) ساختند و سپس نزد پیامبر(ص) رفتند و از آن حضرت خواستند برای افتتاح این مسجد در آنجا نماز بخواند؛ اما پیامبر که عازم غزوه تبوك بود، درخواست آنان را به پس از بازگشت از سفر موکول کرد.پس از بازگشت،اين آيه نازل شد: ” و آنها مسجدی اختیار کردند كه مایه زیان و کفر و پراکندگی میان مؤمنان است، و [نیز] کمینگاهی برای کسی که قبلاً با خدا و پیامبر او به جنگ برخاسته بود ؛ و سخت سوگند یاد میکنند که جز نیکی قصدی نداشتیم. و خدا گواهی میدهد که آنان قطعاً دروغگو هستند٤؛لذا آن حضرت امر فرمود تا این مسجد را [كه نيت ناپاكى در ساخت آن بوده] ویران کنند و مردم نیز این بنا را با خاک یکسان کردند.البته فقط خدا از نيت ها آگاه است و موضوع قابل تعميم نيست، ولى نكته بزرگى در اين واقعه است…
—————-
١. Business Ethics
٢.Corporate Social Responsibility
٣.سوره مائده،آيه٢٧
٤.سوره توبه،آيات١٠٧و١٠٨
