گفتم:آيا وطن خواهى و وطن دوستى به مخاصمات كشورها دامن نمى زند؟ گفت:بدون شك، وطن خواهي و احساس تعلّق انسان نسبت به سرزمين و خانواده و هموطنانش،عاملي سازنده براى همكاري هاى اجتماعى او است، اما ممكن است به مرور زمان اين امر از حد بگذرد و به تعصبات نژادى و قبيله اى تبديل شود كه مورد نكوهش قرار مى گيرد يعنى شخص، اشرار و بدان قوم خود را بهتر از نيكان اقوام و ملت ها و كشورهاى ديگر مى ببيند و با آنها به مخاصمه مى پردازد.اين دفاع افراطى از قوم، قبيله، نژاد و وطن، سرچشمه بسيارى از جنگ ها در طول تاريخ بوده و عاملى براى انتقال خرافات و زشتي ها به اقوام ديگر شده و گاه به جايى مى رسد كه مانند پرده اى از خودخواهى و جهل، بر روى افكار و درك و عقل انسان قرار مى گيرد، و مانع قضاوت صحيح مي گردد.حد متعادل، حفظ وطن از شرّ بيگانگان است.وطن دوستي و احساسات ملّي،براى حفظ سرزمين و دوام عزت و كرامت شهروندان ،امرى مقدس است به شرطى كه در چارچوب مرزهاي درست خود باقي بماند…
گفتم : رابطه وطن و مليت،با امت واحده بودن مسلمانان و اهالى اقاليم قبله چگونه قابل جمع است؟ گفت: امروز از اين مرزهاى جغرافيائى كه مسلمانان كشورهاى اسلامى را از هم جدا كرده به دليل شرايط خاص جهان ،گريزى نيست.به هم زدن اين مرزها در شرايط فعلى نه تنها امكان پذير نيست بلكه موجب بروز جنگ ها و خسارات فراوان است.اما پيوند قلبى و اعتقادى و باورهاى مشترك، همه مسلمانان را يك امت مى داند حتى اگر در كشورهاى متفاوت باشند.همه باهم برادر و خواهر و در غم و شادى يكديگر شريك اند و به زبان سعدى اعضاى يك پيكرند(چو عضوى به درد آورد روزگار/دگر عضوها را نماند قرار).همه امت واحده اند و خود را هموطن و عضوى از خانواده پيامبر مى شمرند و خطوط جغرافيائى مانع معاضدت به يكديگر نيست.اگر چه كشورهاى متعدد باشند اما اهالى قبله محسوب و در انتظار تحقق وعده خدا هستند كه با ظهور آخرين وليّش ،در ظاهر نيز همه جهان يك وطن شود…
——————————————
١.بحارالانوار،ج٧٥،ص٤٥
٢.سوره قصص،آيه٨٥
٣.سوره حج آيات٣٩و،٤٠
٤.بحار الانوار،ج٦٤،ص٦٦
٥.دعاى بعد از نمازهاى ماه رمضان
