وطن و مليت

 
 
 
 
 
حسين پذيرفته بود از “وطن” بگويد ؛گفتم :آيا تعلق به يك وطن و محدوده جغرافيائى خاص،اصالت دارد؟چه آثار و فوايد و مضارّى بر آن مترتب است؟ گفت:وطن، نزد همه انسان ها از قداست و احترام ویژه ای برخوردار است به نوعى كه حاضرند براى رشد و آبادانى و اعتلاى آن تلاش ها كنند وحتى در راه دفاع از آن جان خويش را فدا نمايند.علاقه و ميل به وطن را يك ميل طبيعى شمرده اند زيرا انسان به زادگاه، خانه و كاشانه و محل رشد و بالندگى خود و محل انس با دوستان و آشنايان،گرايش داشته و از غربت و مهجورى و گمگشتگى،گريزان است.اگر عشق به وطن نبود؛ روستاها و شهرها،رو به ويرانى مى رفت و تلاش براى حفظ و زيبائى و آبادانى آنها متوقف مى شد. اميرمومنان(ع) فرمود:”شهرها با وطن دوستى،آباد مى شوند١”.پيامبراكرم(ص)به وطن و زادگاه خود مكه،علاقه وافر داشتند بطورى كه وقتى ناگزير از هجرت شدند آن علاقه هماره با ايشان بود تا آنكه خداوند به او مژده داد: “همان كسي كه قرآن را بر تو فرض و واجب نمود  تو را به جايگاه و زادگاهت باز خواهد گرداند٢”!
 
 
به خاطر همين علاقه و ميل به وطن است كه ،اخراج افراد از موطن شان،ظلم و گناه شمرده شده و به مظلوماني كه از وطن خود رانده شوند، اجازه داده شده كه با دشمنان و متجاوزان جهاد كنند٣. دورى از وطن و غربت هم به عنوان يك رنج بزرگ معرفى شده و اگر اين غربت در راه انجام وظيفه و ماموريت الاهى باشد،داراى اجر فراوان است.پيامبر اكرم(ص) فرمود:”هيچ مؤمني نيست كه در سرزمين غربت و دور از وطن بميرد و گريه كننده اي نداشته باشد مگر اينكه تمام زمين هايي كه بر روي آن خدا را عبادت مي كرده و درهاي آسمان كه عملش از آنجا بالا مي رفته و دوفرشته موكّل بر اعمالش، بر او گريه مي كنند٤”روايات بسيارى دلالت بر آن دارد كه به غربت نرويد يا اينكه شخص غريب و دور از وطن سزاوار دلسوزي است و خداوند به او رحم ميكند نيز بسيار سفارش شده كه فرد غريب را پناه بدهيد و در اغلب دعاها براى سالم بازگشتن غريبان به وطن شان، دعا شده است(اللهم رُدّ كل غريبٍ٥)…

 

گفتم:آيا وطن خواهى و وطن دوستى به مخاصمات كشورها دامن نمى زند؟ گفت:بدون شك، وطن خواهي و احساس تعلّق انسان نسبت به سرزمين و خانواده و هموطنانش،عاملي سازنده براى همكاري هاى اجتماعى او است، اما ممكن است به مرور زمان اين امر از حد بگذرد و به تعصبات نژادى و قبيله اى تبديل شود كه مورد نكوهش قرار مى گيرد يعنى شخص، اشرار و بدان قوم خود را بهتر از نيكان اقوام و ملت ها و كشورهاى ديگر مى ببيند و با آنها به مخاصمه مى پردازد.اين دفاع افراطى از قوم، قبيله، نژاد و وطن، سرچشمه بسيارى از جنگ ها در طول تاريخ بوده و عاملى براى انتقال خرافات و زشتي ها به اقوام ديگر شده و گاه به جايى مى رسد كه مانند پرده اى از خودخواهى و جهل، بر روى افكار و درك و عقل انسان قرار مى گيرد، و مانع قضاوت صحيح مي گردد.حد متعادل، حفظ وطن از شرّ بيگانگان است.وطن دوستي و احساسات ملّي،براى حفظ سرزمين و دوام عزت و كرامت شهروندان ،امرى مقدس است به شرطى كه در چارچوب مرزهاي درست خود باقي بماند…

 

گفتم : رابطه وطن و مليت،با امت واحده بودن مسلمانان و اهالى اقاليم قبله چگونه قابل جمع است؟ گفت: امروز از اين مرزهاى جغرافيائى كه مسلمانان كشورهاى اسلامى را از هم جدا كرده به دليل شرايط خاص جهان ،گريزى نيست.به هم زدن اين مرزها در شرايط فعلى نه تنها امكان پذير نيست بلكه موجب بروز جنگ ها و خسارات فراوان است.اما پيوند قلبى و اعتقادى و باورهاى مشترك، همه مسلمانان را يك امت مى داند حتى اگر در كشورهاى متفاوت باشند.همه باهم برادر و خواهر و در غم و شادى يكديگر شريك اند و به زبان سعدى اعضاى يك پيكرند(چو عضوى به درد آورد روزگار/دگر عضوها را نماند قرار).همه امت واحده اند و خود را هموطن و عضوى از خانواده پيامبر مى شمرند و خطوط جغرافيائى مانع معاضدت به يكديگر نيست.اگر چه كشورهاى متعدد باشند اما اهالى قبله محسوب و در انتظار تحقق وعده خدا هستند كه با ظهور آخرين وليّش ،در ظاهر نيز همه جهان يك وطن شود…

——————————————

١.بحارالانوار،ج٧٥،ص٤٥

٢.سوره قصص،آيه٨٥

٣.سوره حج آيات٣٩و،٤٠

٤.بحار الانوار،ج٦٤،ص٦٦

٥.دعاى بعد از نمازهاى ماه رمضان 

 

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *