پرسيدم : چه تعريفى از آن مى توان ارائه داد؟گفت: يكى از تعاريف آموزش و پرورش(Education)،فرایند هدایت و جهت دهی عمدی تجارب انسانی از طريق يك نظام آموزشى مبتنى بر معلم و شاگرد و مواد آموزشى است.دانش فلسفه آموزش و پرورش،به بررسی ماهیت و اهداف و ابزارهاى آموزش بر اساس شرايط و باورها و بافت هر جامعه میپردازد تا دانش آموخته نظام آموزشي، فردى سازگار،هماهنگ،خوب و مفيد براى اجتماع باشد كه طبيعتاً تحت تأثير نظام سياسى و اعتقادى هر جامعه تغييراتى دارد. در بیشتر کشورها، گذراندن دوره هاى آموزشى مقدماتی و متوسطه برای کودکان پنج تا سيزده ساله اجبارى است.دانش آموزش و پرورش تطبيقى نيز به بررسى مقايسه اى نظام هاى مختلف آموزشي مى پردازد تا از رهاورد آن،تجربيات موفق ديگران را شناخته و در دسترس مديران ارشد آموزش قرار دهد.مدار پيشرفت و تعالى كشورها و جوامع مختلف،از آموزش مى گذرد و بهترين سرمايه هر كشور،سرمايه منابع انسانى كارآمد آن كشور است.عدالت اجتماعى حكم مى كند همه شهروندان جامعه از امكانات برابر براى آموزش و پرورش برخوردار باشند تا به رشد و بالندگى خود نائل آيند…
گفتم:در فرهنگ اسلام ،آموزش چه جايگاهى دارد؟ گفت: مدرسه در تاریخ اسلام از مسجد منشعب شده و مسجد تنها عبادتگاه نبوده و عبادت هم فقط به نماز و نيايش منحصر نمى شده و آموزش علم از برترين عبادات به شمارمى آمده است. مسلمانان وظیفه خود می دانستند که علاوه بر إقامه نماز،قرآن و تعالیم عالیه اسلامی را در مساجد بیاموزند و به اطفال و نوباوگان خویش نيز تعلیم دهند و در مساجد علاوه بر اقامه نماز، تعلیم و تربیت نیزانجام می گرفت.در سه چهار قرن اول هجری، مراکز اجتماعات دینی مسلمانان،مراکز تعلیم و تربیت بود و اگر احیانا مدرسه ای هم ساخته می شد،معمولا در کنار مساجد قرار می گرفت.از مشهورترین اين مساجد،مسجد جامع الازهر در مصر بود كه اواسط قرن چهارم هجری همزمان با شهر قاهره توسط دولت اسماعیلی مذهب فاطمیان تأسیس و قران و فقه در آن تدریس میشد و از اقصی نقاط دنیا مانند ترکستان و هندوستان به سوی این مسجد روی میآوردند و در مجاورت آن زندگی میکردند که به مجاورین مشهور شده و هر يك رواقی داشتند که به رواق شامیان، رواق ایرانیان، رواق مغربیان و … معروف بود. دانشجویان الازهر را در اوایل قرن نهم هجری،۷۵۰ تن از ممالک مختلف اسلامی ذکر کردهاند…
گفتم: آيا اين سير در مساجد متوقف ماند؟ گفت:نه، پس از مساجد،دارالعلم ها -كه پژوهشگاه بود -و كتابخانه ها و مدارس خصوصى و بعدها مدارس دولتى مثل نظاميه ايجاد شد كه هزاران نفر را از نقاط مختلف جهان براى آموزش علوم مختلف به سوى خود جذب نمود و دانش آموختگان آن،هنگام بازگشت به موطن خويش،به آموزش ديگران اهتمام مى ورزيدند.با اين پيشينه آموزشى و جايگاه والاى علم و عالم نزد اين آئين، سزاست كه مسلمين به سيادت علمى در جهان شهره شوند و گوى سبقت را از ديگران بربايند. موانع دستيابى به اين هدف علاوه بر توطئه دشمنان در جلوگيرى از فرصت هاى برابر براى دانشجويان مسلمان در فراگيرى علوم راهبردى،ضعف مديريت،ضعف اطلاع رسانى ، ناكارآمدى نظام آموزشى،كم كارى و بى انگيزگى و تنبلى و…است كه بايد توسط برنامه ريزان و متوليان، چاره جوئى و درمان شود.امروز هرگونه تقصير و قصور در امر آموزش و نيز كوتاهى در اصلاح ساختار آموزشى و تربيت نيروى انسانى كارآمد كه مانع دست يابى به آن سيادت علمى شود، نابخشودنى است…
