هنرمندان

 

 

بيان رسالت هنرمندان را به حسين سپرده بوديم.او واقعاً هنرمند بود:فارغ التحصيل معمارى،داراى خط خوب و صداى خوش و اهل قلم كه در كار هنرهاى نمايشى آثار خوبى داشت.گفتم:تعريفى از هنر دارى؟گفت:جلوه هاى زيبائى شناسي از خلاقيت هاى ذهنى و عملى انسان ها در عرصه هاى بيانى،آوائى،تجسمى، نمايشى،تكنيكى كه مفاهيم را عمق مى بخشند را مى توان يكى از تعاريف هنر شمرد.هنرها از آغاز تاريخ تا كنون توسط انسان ها وجود داشته و تأثيرگذار بوده كه نمونه هاى آنها را در موزه ها مى توان مشاهده كرد.همانطور كه در مورد هنر شاعرى گفته شد،ساير هنرها هم مى توانند هم مثبت يا مخرب باشند.اگر آگاهى بخشند و معنويت و عبوديت را تقويت كنند،مثبت اند و اگر در مسير اغوا و غفلت و لهو و لغو باشند،مخرب اند.يك اثر هنرى تا قرن ها مى تواند نورافشانى و هدايت گسترى كند و آثارى از اين دست در فرهنگ پربار ما كم نبوده و همچنان درخشان است…

گفتم :رابطه هنر و پيام چيست؟ حسين گفت:هنر مثل ظرفى است كه مى خواهد مظروف خويش را بنماياند و همانند قابى است كه مى‏خواهد اثر درون خويشتن را به نمايش گذارد.مظروف همان پيامى است كه هنرمند مى خواهد با جلوه هاى زيباشناختى ان را به نمايش گزارد؛ لذا هنرمند نخست بايد حقيقت را بشناسد و از چشمه سار معرفت بنوشد تا بداند ظرف هنر خود را از چه حقيقتى پر كند. مفاهيم دينى كه مبتنى بر فطرت انسانى است بيشترين مفاهيم را در آفرينش هاى هنرى او شكل داده اند. كليساها در غرب با نقاشي هنرمندان تزئين يافته و مساجد و حسينيه ها و زيارتگاه ها،از ديرباز جلوه هائى از هنر معمارى و تجسمى و طرح هاى اسليمى و گچبرى و آئينه كارى و خط نبشته ها و كتيبه هاى زيبائى از قرآن و روايات و اشعار آئينى را در خود داشته اند. هنر شعر به نشر مفاهيم دينى بسيار يارى رسانده و نمايش هاى مذهبى چون تعزيه ،اقبال مردمى يافته اند…

آيا متون دينى هم از هنر بهره گرفته اند و پيشوايان نيز هنرمندان را تأييد كرده اند؟گفت:معجزه جاويد قرآن،عالى ترين جلوه هنرى است؛نخست از نظر محتوا و معارف عرشى و ديگر از نظر قالب زيباى بيانى.اصولاً هنر بيان از قرآن تكامل يافته است و هزاران اديب،در مكتب قرآن اديب شده اند.استفاده از فنون بلاغى،نقل داستان، گزارش تاريخى،تمثيل و نماد و ايجاز و ده ها هنر ديگر،كتاب الاهى را معجزه شگفت و جاويد ساخته است.اولياى دين نيز چنانكه در مبحث شاعران ديديم،شاعران متعهد را ستوده و تشويق كرده اند.اولين كتاب پس از قرآن كه كلمات مولى الموحدين، اميرالمومنين(ع) است از نظر هنرى مقام نخست را دارد و “نهج البلاغه” يعنى راه روشن و راهنماى بلاغت، نام گرفته است.ديروز و امروز هزاران هنرمند همه استعداد خود را در راه نشر اعتقاد خويش نهاده اند و راه تابناك ايمان را به مردم نشان داده و فرهنگ علوى و حسينى و مهدوى را ترويج نموده و مى نمايند… 

گفتم: چه آفتى هنر را تهديد مى كند؟ گفت: آفت هنر، سردرگمى هنرمند و تهى شدنش از اهداف و مفاهيم متعالى است و فرو رفتن در باتلاق شهرت و ثروت و غفلت…جلوه هاى فريبنده هنرى تراويده از فرهنگ الحاد و غفلت و فساد كه از بنگاه هاى بزرگى چون هاليوود و باليوود و مافياى رسانه اى غرب و اژدهاى هزار سر امواج ماهواره اى و شبكه هاى اينترنتى انتشار يافته و متأسفانه به درون كشورهاى اسلامى و خانه هاى مسلمين هم نفوذ كرده اند، همان جنبه هاى مخرب هنرند. اينجاست كه مسئوليت هنرمندان متدين،امروز مضاعف است و رسالت شان بسيار خطير و بزرگ.در اين قحطى معنويت كه بر مليون ها توليدات هنرى آن رسانه هاى شيطانى حاكم است و هر روز بر جوانان و خانواده هاى ما هجوم مى آورد،وجود آثار هنرى نورانى كه توسط هنرمندان مسلمان توليد و عرضه مى گردد،بسيار ضرورى و مغتنم است.هنرمندان مسلمان نبايد مرعوب آن مافياى شيطانى شوند و با توكل به الطاف و امداد الاهى،رسالت خود را در نشر مفاهيم عرشى به انجام رسانند…

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *