شب جمعه
از زيبا ترين جلوه هاي نوع نگاه ما به “فرصت عمر” و “اوقات زندگى” ، ارزش هاي ويژه اي است كه به بعضي از پاره هاي “زمان” داده اند.زمان هائي داريم كه بسيار گرانقدرند و بار عام بخشودگي و كرامت و بخشش و عنايت هاي ويژه است و عبادت در …
از زيبا ترين جلوه هاي نوع نگاه ما به “فرصت عمر” و “اوقات زندگى” ، ارزش هاي ويژه اي است كه به بعضي از پاره هاي “زمان” داده اند.زمان هائي داريم كه بسيار گرانقدرند و بار عام بخشودگي و كرامت و بخشش و عنايت هاي ويژه است و عبادت در …
به دنبال يك عالم رباني مي گشت تا از او يك نكته اخلاقي فراگيرد كه براي همه عمرش از آن بهره ببرد.تنى چند از دوستانش آدرس يكي از اولياء الله را دادند و او با زحمت زياد اما مشتاقانه خود را به آن عالم رسانيد و خواسته اش را بيان …
هم خواهى از اين بالاتر كه شما به فكر ديگران باشي و چون مي دانى آنها مرتكب گناهانى شده اند كه موجب هلاكت شان خواهد شد،براي آنان دعا و استغفار كني تا سايه مرگ را از آنان دور كرده باشي؟! اين نوع دوستى، هم خواهى،صفا و صميميت،از زمان پيامبر(ص) يادگار …
نشستند و مشورت كردند و تصميم گرفتند كه كم هزينه ترين سلاح را در كارزار عليه دشمن به كار گيرند: يأس! يعنى از طريق نفوذي ها و رسانه ها،يأس از پيروزي را در ميان سربازان دشمن ، رواج دهند و كاري كنند كه لشكر از پيروزي مأيوس شود.همين كار را با شايعه …
امروز يكي از دوستان كه از قمصر آمده بود به رسم هديه ، گلاب آورده بود،تشكر كردم و به شوخى گفتم: گيرم گلاب ناب شما اصل قمصر است/ اما مگر نه حاصل گل هاي پرپر است ؟! خنديد و گفت: از دولت گل است گلاب و يقين بدان/ اين هديه اي …
بدون دوست ، هرگز! يادش بخير ايام كودكى،دوستانى داشتيم خالص ،صميمى ، يكرنگ و بي غل و غش، حتى دعواهامان هم جدي نبود و بعد از ساعتى دوباره آشتى بود و ادامه بازي! دوستى هاي سالهاي بعد رنگ و بوي ديگرى داشت،انتخاب دوست صادق و صميمي آسان نبود،معدود دوستانى كه …
كفترباز هاي حرفه اي، كارشان جَلد كردن كفترها بود! عصرها روي پشت بام مي رفتند و كفترهاي جلد شده را پرواز مي دادند.كفتر هاي جلد شده بعد از ساعت يا ساعت هايي پرواز دوباره بر روي همان بام و نزد صاحبشان بر مي گشتند و آب و دانه مي خوردند …
آمد پيش من و گفت :پدر،دارم مقاله اي مي نويسم براي درس دانشگاه،موضوعش واژه اسلام و تسليم است… از واژه تسليم خوشش نمي آمد.مي گفت :تسليم معنا ندارد ،بايد در برابر دشمن مردانه مقاومت كرد و او را به تسليم واداشت .تسليم يعنى پذيرش شكست و خفّت و زبونى…گفتم البته …
وقتى ديده بود در دسته بندي هاي قدرت هاي روز، چه در سطح جهانى و چه در محيط اجتماعى هيچكس با او نيست و تنهاي تنهاست،افسرده و ساكت و دلتنگ، گوشه اي كز كرده و در خود فرو رفته بود و نمى خواست كسي را ببيند…نتوانستم رهايش كنم و بي …
گفتم نكته اي نغز مرا بياموز،گفت از تماشا غفلت نكن! گفتم تماشاي چى؟ من هميشه تماشا مي كنم ! گفت: جغد هم تماشا مي كند، تو چون انسان تماشا كن! گفتم:روشن تر بگو گفت: هركه را خداوند چشم داده است اهل “تماشا”ست اما فقط انسان است كه پشت تماشاهايش مي …
فرزندش گفت: پدر از او سخن بگو …و پدر متحير ماند چگونه او را معرفى كند؟ بگويد عده اي او را خدايش مي دانند و گروهى مرد نامتناهى اش گويند؛ نه مٓلٓك توانمش خواند ، نه بشر توانمش گفت /متحيرم چه نامم شه ملك لافتىٰ را …فضائلش لا تُعٓد و …
آيا هنوز كتاب زنده است؟ آيا با وجود رواج فراگير اينترنت و سايت ها و كانال ها و شبكه هاي اجتماعى،از اقتدار كتاب چيزى باقى مانده است؟ اگر چه اينها رقيب بسيار جدي كتاب هستند اما كتاب همچنان زنده است و جايگاه خود را دارد.شاخص مطالعه كتاب ممكن است پايين …
حكايت كنند روزي شیر و گرگ و روباه با هم به شکار رفتند و باهم یک گاو وحشی، يك بز و يك خرگوش شکار کردند. شیر به گرگ : این سه شکار را تقسیم کن. گرگ گفت گاو وحشی که بزرگتر است از آن شما، بز از آن من و …
هرچه مي گفتم زير بار نمي رفت و دائماً مي گفت تا اين كمبودها برطرف نشود من پيشرفت نمي كنم! فقط او نبود، همه جا سخن از كمبودهاست: كمبود امكانات، كمبود سرمايه، كمبود متخصص، كمبود مالى، مديريتي …و بسياري افراد، شكست ها و عدم موفقيت هاشان را پاي كمبودها مي …
اولين حقوقش را كه گرفت از اين كه استقلال اقتصادي پيدا كرده بال در آورده بود! شب ها در صفحات دنياي مجازي يا دوستان دانشگاهى تحت بمباردمان تبليغات فمنيستى و شعارهاي تساوي حقوق زن و مرد و استيفاي حقوق از دست رفته بانوان و رفع ستم و ظلم از جامعه …
استاد كلاهبرداري از زندان مرخص شده بود..! بچه ها و دوستانش را جمع كرده و داشت براي آنها از تجربه ها و شگردهاي خود صحبت مي كرد:…وعده و وعيد بدهيد؛روياهاي قشنگ ترسيم كنيد؛طمع افراد را برانگيزيد،آنقدر قشنگ صحبت كنيد و ماهرانه دروغ بگوئيد كه همه فكر كنند راست است؛به ظاهر …
همه گرفتاري هاي او از يك وسوسه آغاز شد:كارش را رها كرد و خانه و مغازه اش را فروخت و مقاديرى هم از اين و آن قرض كرد و به اميد ميلياردر شدن همه آن وجوهات را در اختيار كسي نهاد كه گفته بود تو را يكساله صاحب آلاف و …
با بچه هاي ديگر پول مى داديم و شانسي مي خريديم در بسته هايي قشنگ .بعضي از آنها را كه باز مي كرديم جايزه هاي خوبي داشت و بعضي پوچ بود و موجب افسوس مي شد و مي گفتيم حيف پولي كه بابتش داده بوديم! گاهى هم گردو و بادام …
پرسيد: آيا عدد سيزده نحس است؟ اصلاً نحس يعنى چه و ما در باورهاي خود به نحس معتقديم يا نه؟ گفتم “نحس” يعنى شوم در مقابل “سعد” به معناي يُمن و مباركي و خوانده ام كه تاريخ نگاران سابقه باور به نحس بودن عدد سيزده را به مسيحيان نسبت مي …
در كتابخانه بود؛ در كنار هزاران جلد كتاب؛چكيده دانش هزاران نويسنده ؛به اينجا راهنمائيش كرده بودند تا جواب پرسش هايش را بگيرد.آيا اينجا مي توانست به او كمكي كند؟ دغدغه او اين بود:”حق” كجاست؟”حق ” با كيست؟ پيش هركس رفته بود،خود را حق مي دانست و ديگران را باطل.هريك …
ژان ژاك روسو خطاب به روحانیون مسیحی گفت: دست از اثبات حقانیت مسیحیت بردارید، چون مسیحیت واقعاً برحق است، بیایید اثبات کنید که خودتان مسیحی هستید ، این چیزی ست که نیاز به اثبات دارد! به همین سیاق، مي توان به مسلمانان گفت: حقانيت اسلام ثابت شده است ، شماچطور …
داشت براي مديران سخن مي گفت و شيوه هاي وصول به موفقيت در مديريت را درس مي داد كه در ميان صحبت هايش ،اين جمله زيبا و پر مغز را گفت:“فردا از آن كسانى است كه امروز برايش آماده مي شوند”…و ادامه داد: ميوه گر خواهى، كنون بذري بكار؛ گنج خواهى …
نقل مي كنند از نوام چامسكى كه گفته است:«اکنون وقت آن نیست که بدانیم چه کسی جهان را خلق کرده است، باید دید چه کسانی به تخریب آن مشغولند.» گفتم برايش ايميلي بفرستم و بگويم :بله بايد ببينى چه كسانى به تخريب جهان مشغولند و اگر آنها را شناختى از …
_”آنقدر سريع مي رود كه هركار مي كنيم جا مي مانيم”! گفتم در مسابقه رالى؟گفت :نه تكنولوژى را مي گويم. موج تغييرات تكنولوژي در دهه اخير به حدي سرعت گرفته كه بسياري را جا مي گذارد. ما با فناوري موج دوم اتومبيل توليد مي كنيم و دائما ضرر مي دهيم …
“اين همه استرس را نمي خواهم” و ادامه داد:”زندگى ها تماماً شده است اضطراب ، آيا راهى هست از اين استرس ها رها شويم” ؟ استرس احساسى ناخوشايند همراه با بي تابى،آشفتگى ،نا امنى ، كوفتگى ، در ماندگى و اضطراب است كه در موقعيت هاي خاص و نوعاً دشوار پيش …
مى گفت:”بايد انقلاب كنيم؛اعتصاب كنيم ،اين شرايط را عوض كنيم؛ بايد همه چيز دگرگون شود؛ بايد وطن را متحول كنيم؛جهان بايد رنگ عدالت بگيرد؛بايد پرچم پيروزي را بر قله ها بنشانيم؛بايد اول شويم؛بايد پشت دشمن را به خاك بسائيم؛بايدسرفراز باشيم؛همه را پشت سر بگذاريم …” اين فرياد ها و …
گفتم: رهايش كن ،اين كار از روي عادت از او سر زده است.گفت :چرا بايد به كار بد عادت كند؟ انسان ، خود عادت هايش را مي سازد،حيوان كه نيست بگوئيم اقتضاي طبيعتش بوده : نيش عقرب نه از ره كينه است/اقتضاي طبيعتش اين است! “عادت”، كار و …
مي گفت:اوائل به همه اعتماد مي كردم ولي حالا نه! گفتم چرا؟ گفت :براي اينكه دروغ بسيار شنيده ام و دروغ ريشه اعتماد را نابود مي كند، چنانكه بي وفائى و فريب و پيمان شكنى چنين كند…اعتمادى نیست بر یاران این دنیای دون/ عاقبت بیگانه گردد آشنای این جهان…اعتماد يعنى اطمينان، وثوق، …
سفر را دوست دارم! گردش، سير و سفر و سياحت يك نياز انسان است تا هم نشاط گيرد، هم تجربه اندوزد، هم عبرت گيرد و هم دوستان جديدي يابد.هم ياد بگيرد و هم ياد دهد و خود و جامعه و باورهايش را توسعه دهد. گردشگرى و جهانگردى،پلى ميان فرهنگ هاست و …
“حالا ديگر عضو يك جامعه متمدن هستم و هرگز حاضر نيستم به عصر غارنشينى بر گردم”! اين سخن همه مردمى است كه در شهرها و كلانشهرها،طعم تكنولوژي و پيشرفت دانش و رسانه و اينترنت و …را چشيده اند و هرگز نمي خواهند به عقب باز گردند.اين عصر را عصر تمدن(شهريگري …
نگاه پر از محبت خود را به من دوخت و گفت :سلام بر شما ! با اين كلام انبوه شادي را در ديار غربت به دلم ريخت با اشتياق پاسخ دادم :و عليك السلام! بسياري از كشورها را گشته ام و فرهنگ هاي زيادي را كاويده ام،هيچ كجاي دنيا را نيافتم …
تك و تنها در برهوت زندگى ،رهايم مكن! تنهايي شايد گهگاه براي فراغت در انديشيدن،مفيد باشد ولى در كل ،نوعى عذاب و شكنجه است.از همين رو براي شكنجه بيشتر بعضى زندانيان ، آنها را به سلول هاي تك نفره منتقل مي كنند.ازدواج و تشكيل خانواده و فرزند آوري ،رهايي دو …
آخرين روز سال،آخرين اقدامات،آخرين خريدها، تسويه حساب ها، بستن پرونده يك سال شمسى كه با همه فراز و نشيب هايش بخشى از زندگى ما را برداشت و رفت تا روزي به محاسبه آن نزد خداي بزرگ حاضر شويم.بعضي ها به آخر سال نرسيده كوچ كردند و آخر سال قبل نمى …
بزرگ و كوچك ندارد، همه از هديه خوشحال مي شوند! هديه ، نشان دوستى،علاقه، به ياد بودن و همبستگى است.در مورد هديه دادن بسيار سفارش شده ايم.هديه سفر،هديه ولادت،هديه ازدواج،هديه عيد،هديه آشتى،هديه خانه و…در مورد نوعش ، هر چيزي كه موجب شادي باشد.اولين تأثير هديه، خوشحالى گيرنده هديه است و …
پناهنده كسي است كه مجبور به ترك خانه و كاشانه مي شود چون در موطن خويش احساس امنيت نمى كند.او بخاطر ترس از آزار و اذيت نژادي،مذهبى،قومى،مليتى، سياسي يا تعقيب و نقض حقوق بشر،تبعيض ،کشمکشهای قومی،حوادث ناگوار طبيعى يا فقر و تهیدستی ، به دنبال بهدست آوردنِ پناهگاهی امن در كشوري ديگر است. با اينكه …
همه مردم شهر/ بانگ برداشته اند/ همه چيز است گران/ جنس موجود ولي ارزان نيست/ درد موجود ولى درمان نيست/ بهر انبوه جوانان وطن/ كار و آب و نان نيست/ولبي خندان نيست/ و به غیر از انسان/ هیچ چیز ارزان نیست/و کسی فکر نکرد / که چرا ایمان نیست/ هركجا مي نگري/ …
فروشنده با تجربه به بازارياب جوانش گفت: لبخند بزن، دوستش بدار،احترام بگذار،تحويلش بگير،مودب باش، كلمات زيبا بگو،راهى به قلبش باز كن،تحقيرش مكن،دركش كن،هديه اي بده،تعارفى كن،انتخابش را مهم بدان،لطيفه اي بگو، كمي شعر برايش بخوان و خلاصه همه استعدادها،ظرفيت ها و هنرهايت را بكاربگير و جذبش كن! اين ها …
كنار روضه شريف نبوي نشسته بودم كه ديدم آن فرد مادي و دوستش امدند و مشغول صحبت شدند…شنيدم كه به انكار خدا پرداختند و آفرينش جهان را مولود تصادف شمردند.در خشم شدم و گفتم اي دشمن خدا آيا در وجود خود نينديشيدي كه چگونه خداوند در كمال نظم و تدبير تو …
با عصبانيت مي گفت:”بايد او را خرد كنم.ديدي با من چه كرد؟ شنيدي چقدر بي ادبى كرد؟ چقدر تحقيرم كرد؟بايد از او انتقام بگيرم، تلافى كنم،آبرويش را خواهم ريخت…”اين صحنه ها را گهگاه در اطراف خود شاهد هستيد كه ناشي از عدم مداراست… مدارا، ملاطفت، نرمى ، مهربانى و …
قلب، مهم ترين عضو و فرمانده بدن انسان است كه با پمپاژ دائمي خون به همه اعضاي بدن،حيات مي بخشد و با خاموشي آن ، زندگى هم پايان مي پذيرد.از اين عضو رئيسي و اندامي انسان، به لحاظ نقش حيات بخشى، در مقام استعاره پل زده اند به نفس نطقى و …
ما مبتلا به فراموشي هستيم؛ گاهى اختياري و گاهى غير اختيارى.در فراموشي هاي غير اختيارى ، درگير شدن با يك موضوع جديد موجب فراموشي موضوعات متعدد قبلي مي شود. مثلاً گذشته ها را، رويدادها را،آموخته ها را، خاطرات را ، تعهدات را،قول ها و ساير امور را، سهواً فراموش مي …
پرواز با هواپيما، سريع ترين وسيله جابجايي مدرن است.جت هاي پر قدرت ،صدها مسافر و ده ها تُن بار را از زمين مي كَنند و در فضاى گسترده ،پرواز مي كنند و پس از طي كردن صدها و گاهى هزارها كيلومتر در فرودگاهي در كشوري ديگر بر زمين مي نشينند.اين …
خوشي ها ، حال ما را خوش مي كند و باصطلاح خوشحال مي شويم! عيد مي آيد؛مهمان عزيزي از راه مي رسد؛هديه خوبي دريافت مى گردد؛ سفر خوبي جور مي شود؛نوزادي به دنيا مي آيد؛ازدواجى پا مي گيرد؛ بيماري،بهبود مي يابد؛ موفقيت شغلي روي مي آورد؛ حاجتمندي به حاجتش مي رسد؛براي …
پايش را بيشتر روي پدال مي فشرد تا با سرعت بيشتري جاده را طي كند و با رسيدن به خط پايان، برنده شود؛چه در مسابقات دوي ماراتن و چه در اتومبيلرانى و قايقرانى، سرعت و سبقت و شتاب ، برايش اهميت ويژه اى داشت… همه مي خواهند در پيست …
پايش را بيشتر روي پدال مي فشرد تا با سرعت بيشتري جاده را طي كند و با رسيدن به خط پايان، برنده شود؛چه در مسابقات دوي ماراتن و چه در اتومبيلرانى و قايقرانى، سرعت و سبقت و شتاب ، برايش اهميت ويژه اى داشت… همه مي خواهند در پيست …
پيروزي و شكست، دو طرف سكّه زندگى هستند؛ گاهى در اين و گاهى در آن قرار مي گيريد.در پيروزي ها نبايد مغرور و غافل شد و در شكست ها، نبايد سرخورده و نوميد گشت. هم پيروزى و هم شكست ،قانون مندي دارند. مهم ترين عوامل شكست :اختلاف درونى،عدم اعتقاد …
هم گرما بخش است و هم روشني آفرين؛هم زيباست و هم فريبا؛ بعضى مقدسش مى دانند و بعضي مكمّل حيات؛بشر با كشف آن به زندگى خويش گرما داد و در شعله آن پختن آموخت و با قدرت آن شگفتى ساخت و از بخار آن حركت آفريد و دريا و زمين …
حوزه هاي علميه ،مهد تربيت حاميان و مروجان و مبلغان و مدافعان دين است .اصل طلائي “لولا نَفَر” قرآن ،ده ها هزار نفر را به سوي حوزه هاي علميه گسيل داشته است:”پس چرا از ميان هر گروه و قومى از شما،عده اي براي تفقه در دين كوچ نمي كنند تا …
با افتخار گفت: فرزندم به دانشگاه مي رود؛ من دو فرزند دانشجو دارم؛ برادرم پزشك است؛عمويم معاون دانشگاه است؛من هم دوست داشتم تحصيلاتم را تا آخر دنبال كنم اما مسئوليت هاي زندگى نگذاشت؛كاش با دوره هاي غير حضوري به آرزويم برسم؛ نبايد از مردم ديگر كشورها در علم و تكنولوژي …
بازار را از ديرباز مي شناسيم:كسب و كار و كالا و خريد و فروش…كركره هايي كه به نام خدا بالامي رود و با توكل به او كسب و كار آغاز مي شود.هم قدمتى ديرينه دارد و هم قداستى بيشينه زيرا محل دوستداران خدا بوده است كه “الكاسب حبيب الله”. تلاش …