جامع
انسان،موجودى اجتماعى است اما ويروس تفرقه كه ناشى از هواى نفس و القائات شيطان است آن را تهديد مى كند و آن اجتماع و وحدت را به انشعاب و تفرقه و تشتت مى كشاند و آدم ها را از هم دور مى كند.بلاى تفرّق،مبناى فروپاشى بسيارى از اجتماعات و تشكل …
انسان،موجودى اجتماعى است اما ويروس تفرقه كه ناشى از هواى نفس و القائات شيطان است آن را تهديد مى كند و آن اجتماع و وحدت را به انشعاب و تفرقه و تشتت مى كشاند و آدم ها را از هم دور مى كند.بلاى تفرّق،مبناى فروپاشى بسيارى از اجتماعات و تشكل …
بله، بايد از باب، وارد خانه شد نه از بام يا ديوار.آنكه از غير باب بخواهد وارد خانه شود يا دزد است يا متجاوز و حق است كه با او برخورد قانونى و قهرآميز شود. “باب”،يك معناى ديگر هم دارد و آن فرد كاملاً مورد اعتماد اهل خانه يا سازمان …
چه احساس خوشي داريم وقتى كلمه “صاحب الزمان” را مى شنويم:اين مفهوم روح ما را سرشار از اميد مى كند كه صاحب و مولا و نگهدار و سرپرست داريم و تنها و رها نيستيم.اين صفت در قرآن براى پيامبر (ص) نيز به كار رفته است(و ما صاحبكم بمجنون/ما ضلّ صاحبكم …
گاهى كارهايتان گره مى خورد و قفل مى شود طورى كه از گشودن آن درمانده مى شويد، در اين زمان به دنبال كسى هستيد كه گره از كارتان بگشايد و قفل ها را باز نمايد.گاهى هم كارهايتان آنقدر پراكنده و گسسته مى شود كه توان جمع كردن و انسجام آن …
دلتنگ بود از اختلاف و تفرقه و دشمنى و مى گفت: از آفات جوامع انسانى،تفرقه و جدائى و نزاع و دشمنى است. خداوند يكى از دستاوردهاى بزرگ پيامبر اكرم و دين اسلام را نزديك كردن افراد به هم و تأليف قلوب و اتحاد مردم شمرده است زيرا به برکت تعاليم …
گفت: اين كه در سلام ها به امام،ايشان را به عنوان “ناصح” مى خوانيم (السلام عليك ايها الولي الناصح) به چه معناست؟ گفتم: ” ناصح ” يعنى نصيحت كننده و نصيحت از ريشه “نصح” به معناى پند و ارزند و خالص و بى غلّ و غشّ است و آن سخنى …
بعضى گمان دارند وقتى گفته مى شود امام عصر ارواحنا فداه،عزت بخش مومنان است و خوار كننده كافران است(معزّالمؤمنين و مذلّ الكافرين )، اين مربوط به دوران ظهور ايشان است كه مومنان عزيز شوند و كافران،ذليل و خوار…آيا اين گمان به اين معنى نيست كه ايشان،اكنون كه در زمان غيبت …
. در مسير زندگى و در راه رسيدن به اهدافتان، با موانع و سختى هائى روبرو مى شويد؛ گاهى هم با ناكامى هائى روبرو مى شويد و مشكلات و بلاهائى به سراغتان مى آيد و غمگين و اندوهگين مى شويد…به هرحال دنياست و هميشه بر وفق مراد شما نيست.به تكاپو مى …
روزى ، يكى از خويشان امام سجاد عليه السلام در كمال بى ادبى،به ايشان دشنام ها و نسبت هاى زشتى داد.امام در پاسخ او خاموش ماند و پس از بازگشت او با تنى چند از ياران به در خانه او رفتند.او بيرون آمد و یقین داشت امام تلافى نمايد اما امام فرمود: …
خيلي بد كرده بودند.برخلاف قولى كه به پدر داده بودند كه با برادر نوجوان شان يوسف،مهربانى كنند،او را در چاه انداختند و رها كردند تا بميرد و پيراهن او را به خون آغشتند و به پدر گفتند:يوسف طعمه گرگان شد و پدر را در غم و اندوه بزرگى فرو بردند…اما …
بهترين تعريف براى يك انسان خوب و متعالى، “انسان اخلاقى” يا “انسان اخلاق محور” است و بهترين تعريف براى “اخلاق”،آراستگى به بهترين صفات و كردارهاست.اين بهترين ها هم ،توسط خالق انسان تعيين شده كه او خود متخلق به بهترين صفات ستوده است.لذا مى گويند:به اخلاق الاهى درآئيد(تخلّقوا باخلاق الله). خداوند نيز …
براى امام عصر عليه السلام، سامرا،خانه پدرى بلكه خانه ملكى و خانه خاطره هاست.شما به خانه اى كه زادگاهتان است و بهترين خاطره ها را از آنجا و مهربانى هاى پدر و مادرتان در فضاى معطرش داريد،فراموش مى كنيد و سرى به آنجا نمى زنيد؟! بزرگانى چون سيد بن طاووس،حضرتش …
امام عليه السلام ، علاوه بر حضور معنوى، گاهى حضور معمولى نيز – البته بطور ناشناس – در برخى مكان ها داشته و دارند و از اين جهت به حضرت يوسف شباهت دارند كه برادران او ،او را ديدند و نشناختند.سدیر صیرفی از امام صادق(ع) روایت می کند: «صاحب الامر» …
امام ،ويژگى هائى دارد كه او را در بين همه انسان هاى تاريخ ،ممتاز گردانيده است:كسانى كه چون امام ،اين زندگى طولانى و عمر دراز را داشته اند،كم شمارند.قرآن كريم از نوح پيامبر نام مى برد كه ٩٥٠ سال پيش از طوفان،به دعوت مردم پرداخت.امام عصر ارواحنا فداه ،اكنون نزديك …
از امورى كه امام (ع)برآن مداومت دارند زيارت بيت الله الحرام(تمتع و عمره) و زيارت مشاهد مشرفه پيامبر و امامان و نيز زيارت مومنان صالح است.حضور امام در حج تمتع هرسال ، مسلّم است و بعضى سعادتمندان توفيق تشرف به محضر آن بزرگوار در اين ايام خاص ، نصيب شان …
امام را از آن جهت “مغيث” ناميده اند كه فرياد رسى مى كند.چطور است كه گفته اند:هر مسلمانى آنگاه كه فرياد مسلمانى ديگر را براى دست گيرى بشنود ،بايد برخيزد و اجابتش كند، آنوقت،امام كه حجت خداست،وقتى استغاثه مومنان را بشنود، به فرياد رسى آنان بر نخيزد و اجابت نكند؟! …
امام،چشم ناظر الاهى(عين الله الناظره) است؛ رفتار و كردار شما را مى بيند و مى داند.او از تقديرات سال و اعمال انسان ها و واقعيت همه امور به اذن الاهى آگاه است … اما اين كه فرموده اند فقط دو روز در هفته نامه اعمال ما خدمت ايشان ارائه مى …
اين فقط ما نيستيم كه منتظريم،خود امام هم منتظر است.يعنى او هم چشم به راه است تا زمان فرمان ربوبى فرا رسد.تنها اراده الاهى است كه مشخص مى سازد زمان قيام ،كى خواهد بود.طول دوران غيبت، و كوتاهى و بلندى آن در اختيار خداست.حكمت آن را هم فقط خود خدا …
صبر و شكيبائى، سيره و سنت اولياء الاهى است .خداوند رسولانش را به شكيبائى امر نموده و به پيامبر اكرم (ص) نيز فرموده :”شكيبا باش چنانكه پيامبران اولوالعزم نيز شكيبائى نمودند(فَاصْبِرْ كَما صَبَرَ أُولُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ ). کسانى كه منتظر تحقق يافتن اهداف آرمانى هستند بايد تا فرا رسيدن …
انسانيم و يك بار به دنيا آمده ايم.براى آنكه بدانيم از كجا آمده و به كجا روانيم و چگونه بايد راه بسپريم نياز به راهنما داريم.مگر بى دليل راه مى توانيم به مقصد برسيم؟ از طريق سعى و خطا هرگز راه به جائى نمى بريم؛ آن هم وقتى دشمنانى چون …
از ويژگى هاى رهبران الاهى اين است كه خود را تابع قانون و نه فراتر از قانون مى شمرند.پيامبر و امام ،خود را مقيد به شرع مى دانند و جز در چارچوب وحى راه نمى سپرند.آنها چونان رهبران بشرى و حاكمان سياسى نيستند كه خود را فراتر از قانون بدانند …
از ديگر ويژگى هاي سلوك و زندگى امام،مهربانى است.مهربانى نسبت به مردم.كدام مردم؟ همه انسان هاى روى زمين: گذشتگان، اكنونيان و آيندگان.چرا؟ چون او خليفه خداست و صفات الاهى در او هم متجلى است و چون خدا نسبت به همه آفريدگان (هر آفريده اى اعم از جماد و نبات و …
دعا و نيايش، زيباترين چهره عبوديت بلكه اصل عبوديت است(الدعاء مُخّ العبادة)…انسانى، پنجره گفتگو با خداى محبوبش را مى گشايد و با نجوا و مناجات و دلدادگى و طلب،آنچه آرزو دارد، با او در ميان مى گزارد و اميدوارانه به كرانه هاى آرزوهايش خيره مى شود و مى داند هرچه …
سالكان كوى مهدوى را با قرآن، بسيار انس و الفت است زيرا امامشان را با قرآن پيوندى عميق و ناگسستنى است؛ در زيارت آل ياسين،امام، تالى قرآن و ترجمان آن شمرده شده است(السلام عليك يا تالي كتاب الله و ترجمانه)؛ تالى به يك معنا يعنى همراه و پهلو به پهلوى آن و به …
آنها كه دنبال سير و سلوك اند و از اين و آن دستور العمل طلب مى كنند تا مثلاً به خدا نزديك تر شوند، از خود نمى پرسند،امام كه حجة الله است و أسوه براى جهانيان، سير و سلوكش چگونه است تا ما هم سلوك مان را آن گونه كنيم؟ …
كمتر كسى است كه در طول شبانه روز به مشاغل خدماتى نيازمند نباشد:تاكسى ها و اتوبوس ها و پيك موتورى و حمل و نقل بار و لوازم در شهر، رستوران ها، آژانس هاى مسافرتى و خدمات گردشگرى، فروشندگان سيّار و دستفروش ها، راهنمايان تلفنى و اينترنتى،خدمات كتابخانه اى و كتابدارى …
اگرچه گفته مى شود با آمدن اينترنت و شبكه هاى اجتماعى و پيام رسان،رغبت مردم به كتابخوانى كم شده است اما كتاب همچنان مهم است و جايگاه آن تنزل پيدا نكرده است. البته از وقتى كتابخانه هاي ديجيتال،فايل رايگان كتاب ها را روى فضاى سايبر نهاده اند كتاب خوانان از …
خدمت در پست نظامى را از چند جهت انتخاب كردم.اين لباس را كه مى پوشم احساس مى كنم لباس خدمت پوشيده ام و مردم وقتى مرا در اين لباس ببينند احساس مى كنند يك خدمتگزار وطن را ديده اند كه محافظ آنها در برابر متجاوزان به قانون و كشور است،چه …
از قديم مى گفته اند:عالم دينى و روحانى شيعى،سرباز امام زمان (ع)است يعنى فرمانده و مقتدا و رهبرش اوست و لذا در هركارى كه مى خواهد انجام دهد مى نگرد رضايت مولايش در چيست ،همان را انجام مى دهد.اين بهترين محك براي شناخت يك روحانى واقعى از روحانى ادعائى و …
من رسانا هستم و پيام و صدا و تصوير شما را به همه جا مى رسانم.ما اهالى رسانه ،با ابزارهاي رسانه اى مى توانيم يك صداى ضعيف را چنان بلند كنيم كه همه بشنوند و البته يك صداى بلند را هم با بايكوت و تحريم كارى كنيم كه رو به …
قلم، زيبا ترين هديه الاهى است كه خداوند افتخار تعليم آن را به خود نسبت داده (الذى علّم بالقلم) و به آن سوگند هم ياد نموده است (ن، والقلم و ما يسطرون). بايد همينجا عرض كنيم ما كه شغل مان مرتبط با قلم است يعنى نويسندگان و مترجمان و روزنامه …
خوشنويس هستم، نقاشيخط هم مى دانم؛ تزئين و مينياتور هم كار مي كنم،تابلوهايم را سالى چند بار در نمايشگاه عرضه مى كنم.ته صدائى هم دارم و بعضى اوقات در مجالس دوستان،مى خوانم.مى گويند هنرمندم اما من مى گويم هنرمند كسي است كه زيبائى ها را خلق كرده نه ما كه …
كارمند،كار به مزد است يعنى در برابر كار و خدمتى كه به كارفرما مى كند، مزد دريافت مى نمايد.اگر براى او كار و خدمتى معين و شرح وظايفى مشخص شده است در چارچوب آن كار و وظيفه بايد حركت كند و چنانچه از آن عدول نمايد كم كارى محسوب شده و مديون …
تجارت هاي فرامرزى را پيشه خود ساخته ايم.صادرات و واردات و جذب مشاركت هاي سرمايه گذارى و نيز جذب تكنولوژى هاي جديد و مورد نياز براي كشور در راستاى خدمت به هموطنان،هنر ماست.كشور هماره به سربازانى كه اين ماموريت ها را به عهده گيرند نيازمند است.صادرات محصولات كشور و جذب …
من كشاورزم! كارم،كاشت و داشت و برداشت است. چشمى به دست هاى تلاشگر و چشمى به عنايات خالق بخشايشگر.از من فقط تلاش است اما از او دهش است و بارش و رويش وبركت و بخشايش . به قول سعدى: که تواند که دهد ميوه الوان از چوب؟/ يا كه داند که برآرد …
پیشه وران يا كاسبان و اصناف همانهايند كه اگر خوب عمل كنند ، حبيب خدا ناميده شده اند ( الكاسب حبيب الله).نيت ما در پيشه خود،خدمت به مردم و راه انداختن كار آنان است.چه خدماتى باشيم مثل هزاران مغازه و فروشگاه و رستوران و… چه تعميركار و ابزارساز و توليدى …
دانشجو هستم و تا اتمام تحصيلات،شغل من همين است؛ اگرچه به مقتضاى”زگهواره تا گور،دانش بجوى”، هيچگاه نبايد با دانشجوئى وداع كنم و تا هستم بايد بياموزم و هيچوقت از يادگرفتن باز نمانم. چون دانشجوئى راه رسيدن به تخصص است ، لذا وقت گذرانى، مشغوليت هاى غير مرتبط، رفيق بازى و …
شغلى است كه آگاهانه انتخاب كردم و اگر دوباره يا صدباره هم به اين دنيا بيايم باز هم معلمى را انتخاب خواهم نمود! در خدمت شكوفه ها بودن و بالنده كردن آنها تا اينكه گل هاي معطرى براي آينده شوند،شغل من است و از انتخاب آن به خود مى بالم.لذت آموختن …
من پزشكم و درمانگر بيماران دردمند ، از هر قبيله و تبار و مليت و عقيده اى كه باشند و در هركجا و هر شرايط، ماموريتم بهبود آنهاست.هميشه خود را در حالت آماده باش حس مى كنم تا اگر مرا فراخوانند بتوانم به فوريت در خدمت بيماران باشم.اين كه چه …
من خانه دارم -حتى اگر آن را شغل به حساب نياورند- به خود مى بالم كه محور خانه و موجب مهر و همبستگى و دوام خانواده ام .من از مادر و مادر بزرگ هاى خود آموخته ام و ديده ام كه چگونه آنها رشته مهر خانواده و نخ تسبيح زندگى …
من پاكبانم و باور ندارم كه منزلت افراد به شغل هاي پر طمطراق و پر درآمدشان باشد ، بلكه باور دارم كه ملاك شغل خوب ، علاوه بر حلال بودن(مورد رضايت خدا بودن)، درجه خوب خدمت به مردم در آن شغل است.من خوشحالم كه هر دو ويژگى در كسب و …
اگر نگفته بودند كه به او اين گونه سلام كنيد:سلام بر تو اى بهار انسان ها و شادابى روزگاران(السلام عليك يا ربيع الأنام و نضرة الأيام)،باز هم مى گفتيم بهار جان ها شمائيد و شادابى روزگاران از شماست: جویبار چشمم از شوق نگاهت دیدنی است / آن سحرگاهی که می آید بهار چشم هایت… …
بهار با عيد آغاز مى شود و نوروز يا روز نو كه آغاز تحويل سال جديد است، براى بهار دوستان روز عيد محسوب مى شود.اين عيد هم در بهارانه ها،به عيد ديدار يار و موعد وصال دلدار،نام گذارى و پيوند داده شده و مباركى يافته است: بهار هركسي تحويل سال است / بهار …
با آمدن بهار ،تحول بنيادينى در عالم ،روزگار و جهان رخ مى دهد كه بهاريه ها به آن پرداخته اند: ای دل بشارت می دهم خوش روزگاری می رسد/ اين درد و غم طی می شود آخر بهاری می رسد… اگر آن گل به تنهایی نماید چهره بر عالَم /شود …
شاعران در بهاريه ها،از “گل” ،”باغ” و “بوستان”نيز به دلدار و نگار،گريز زده اند و با تعابير متفاوت،مستقيم و غير مستقيم از او ياد كرده اند: آمد بهار و گلرخ من در سفر هنوز /خندید و چشم من از گریه تر هنوز /آمد درخت و گل به بَر اما چه فایده /کان سرو …
بهار گوئى بهانه اي است كه شاعران از دلدار خود سخن گويند و از آن سرو دلجوى و يوسف كنعانى و انتظار زليخاها ياد كنند. جامى در بخشي از بهاريه اش ،پس از ياد يوسف كنعانى مى گويد:بيا جامى كه همت برگماريم/زكنعان،ماه كنعان را بياريم: گذار افکن به هر باغ و بهاری!/قدم …
در بهاريه ها،هميشه جايي هم براي دلشوره و ملال وجود دارد.ملال از اين كه بهار ظاهرى بيايد اما بهار حقيقى نيايد: صدای پای بهار آمد و بهار نیامد/ سکون و صبر و قرارم سر قرار نیامد/ به شوق دوست دلی داشتم نیامد و خون شد/به پای یار سری داشتم به کار نیامد…به خواب …
شاعران پارسى در بهاريه ها، چنان كه خزان را در مقابل بهار، فراوان به كار مى برند،يلدا به عنوان “طولانى ترين شب سال” در برابر صبح سپيد و نورانى را براي بهار حقيقى وام ستانده و به كار برده اند: …ببين چگونه قنارى به وجد آمده است/مترس از شب …
گل نرگس در بهارانه هاى شاعران ايران ، نماد گل بهارآفرين سالهاى خزان است و اشاره به بهار انسانها و مقام مقدس مهدوى است.اين گل تنها گلى است كه همه جهان را مى تواند گلستان كند: بگو با آنكه مى گويد به يك گل ،كى بهار آيد / گل نرگس …
نكته ديگرى كه در اشعار بهاريه و بهارانه ، به مخاطبان يادآورى شده ،تذكر به “معجزه بهار “است! چه اعجازي از اين بالاتر كه زمين مرده و طبيعت فسرده ،دوباره زنده و پويا مى شود؛ دشت و باغ و مزرعه پر از شكوفه و زيبا مى شود؟ آيا اين قدرت …